تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ عاشورا ( فارسي ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
است كه : « انا قتيل العبرات » « 1 » من كشتهء اشكهايم . در حديث ديگرى فرموده است : « انا قتيل العبرة ، لا يذكرنى مؤمن الّا استعبر » « 2 » من كشتهء اشكم . هيچ مؤمنى مرا ياد نمىكند ، مگر آنكه اشك در چشمانش مىآيد . اين صفت ، در زيارتنامه‌ها هم براى آن شهيد كربلا آمده است ، از جمله : « و صلّ على الحسين المظلوم ، الشهيد الرّشيد ، قتيل العبرات و اسير الكربات . . . » . « 3 » - گريه ، عزادارى

قربانى

درسى كه ز عاشورا آموخته‌ايم اين بود * قربانى راه دين ، فرزند و پدر كرديم « 4 »
قربانى يعنى آنچه براى رسيدن به قرب محبوب و معبود ، فدا مىكنند . آنگونه كه فرزندان آدم ، قربانى و فدا به درگاه خدا بردند . يكى گوسفند ، ديگرى دسته‌اى از گندم
( إِذْ قَرَّبا قُرْباناً . . . )
« 5 » حضرت ابراهيم نيز كه به فرمان خدا مأمور شد جوانش اسماعيل را ذبح و قربانى كند ، خداوند گوسفندى نازل كرد و به جاى اسماعيل قربانى شد . « 6 » از آن پس در احياى آن فداكارى از سوى پسر و پدر ، حاجيان روز عيد قربان در منا قربانى مىكنند . صحنهء كربلا نيز قربانى شدن هفتاد و دو شهيد ، در آستان قرب و رضاى الهى بود . امام حسين ، خود و يارانش را فداى دين خدا نمود . حسين بن على « ع » قربانى اهل بيت بود . آنگونه كه حضرت زينب نيز پس از شهادت برادر ، وقتى در ميدان جنگ به پيكر برادرش رسيد ، نگاهى به آسمان كرد و گفت : « اللّهم تقبّل منّا هذا القربان » . « 7 » در تعابير ائمّه ، در زيارتنامه‌ها و نيز خطابه‌هاى اسيران اهل بيت ، از آن شهيد مظلوم ، بعنوان « ذبيح » ياد شده است . او اسماعيلى بود كه در مناى حق فدا شد و حيات دين را تضمين نمود و شرف را به انسانها الهام داد .
هامش
( 1 ) - منتهى الامال ، محدث قمى ( چاپ هجرت ) ، ج 1 ، ص 538 ، اثبات الهداة ، ج 5 ، ص 198 ، ( عبارت آن قتيل العبرة است ) . ( 2 ) - امالى ، صدوق ، ص 118 ، مناقب ، ابن شهر آشوب ، ج 4 ، ص 87 . ( 3 ) - مفاتيح الجنان ، ص 460 ( زيارت مخصوص اوّل ) . ( 4 ) - از نويسنده . ( 5 ) - مائده ، آيه 27 . ( 6 ) -وَ فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ( صافات / آيه 107 ) . ( 7 ) - حياة الامام الحسين ، ج 2 ، ص 301 ، سيرة الأئمة الاثنى عشر ، هاشم معروف الحسنى ، ج 2 ، ص 87 .