بالين او و نفرين قاتلان قاسم شده است : « السّلام على القاسم بن الحسن بن علىّ ، المضروب هامته المسلوب لامته ، حين نادى الحسين عمّه فجلّى عليه عمّه كالصّقر و هو يفحص برجليه التراب ، و الحسين يقول : بعدا لقوم قتلوك و من خصمهم يوم القيامة جدّك و ابوك ، ثمّ قال :
عزّ و اللّه على عمّك ان تدعوه فلا يجيبك ، او ان يجيبك و انت قتيل جديل فلا ينفعك ، هذا و اللّه يوم كثر واتره و قلّ ناصره . » « 1 » برادر ديگر حضرت قاسم ، به نام أبو بكر بن حسن نيز كه هر دو از يك مادر بودند ، در كربلا به شهادت رسيد .
قاع
نام يكى از منزلگاههاى مسير كوفه . حسين بن على « ع » در آنجا نيز فرود آمد . بين منزلگاه زباله و عقبه است ، منطقهاى بوده دشت و هموار ( قاع : دشت ) و در آنجا آب و آبادى و مسجد و محلّى براى فرود آمدن كاروانها بوده است . « 2 »
قافلهء حسينى
كاروانى كه از مبدأ عزّت و آزادگى حركت كرد و در مقصد شهادت بار افكند . قافلهء حسينى روز 28 رجب از مدينه بيرون آمد و سوّم شعبان به مكّه رسيد . افراد كاروان عبارت بودند از سيد الشهدا « ع » ، فرزندان ، برادران ، برادرزادگان و عموزادگانش و نيز خانوادهء خود و برخى از بستگان ديگر . اين كاروان روز 8 ذيحجّه از مكّه به سوى عراق حركت كرد . با همان نفرات قبلى ، امّا با جمعى از پيروان او از مردم حجاز ، كوفه و بصره كه در ايّام اقامت وى در مكّه به او پيوسته بودند . حضرت مقدار ده دينار و يك شتر در اختيار همراهان قرار داده بود كه وسايل خود را بر آن حمل كنند . « 3 » اين كاروان ، دوّم محرّم در كربلا فرود آمد . پس از عاشورا ، اين قافله تبديل به جمعى داغدار و دلسوخته و شهيد داده شد كه به صورت اسير ، به كوفه وارد شدند . مردانشان همه شهيد شده بودند و امام سجاد « ع » هم بيمار بود و قافله سالار ، حضرت زينب « ع » بود . در كوفه برخى از زنان ، به بستگان خود كه ساكن كوفه بودند پيوستند .
ما كاروان رفته به تاراجيم * مردانمان شناگر رود خون
ما رهروان قافلهء صبريم * رسواگر فسانهء هر افسون
هامش
( 1 ) - همان ، ص 67 .
( 2 ) - الحسين فى طريقه الى الشهادة ، ص 88 .
( 3 ) - مقتل الحسين ، مقرّم ، ص 194 .