كوفه آمد و آنجا ماندگار شد و در ركاب على « ع » با دشمنانش جنگيد . عمرو ، از كوفه آمد و در كربلا ، روز ششم محرّم به سيد الشهدا « ع » پيوست . امام در گفتگوهايش با عمر سعد ، او را براى مكالمه مىفرستاد و او جواب مىآورد ، تا آنكه شمر از كوفه آمد و اين مذاكره قطع شد . « 1 » روز عاشورا جلوى امام حسين « ع » ايستاده بود و تيرهاى دشمن را با سينه و پيشانى خود به جان مىخريد و اين گونه از جان امام محافظت مىكرد . زخمهاى زيادى بر پيكرش نشست . به امام خطاب كرد كه : اى پسر پيامبر ! آيا وفا كردم ؟ حضرت فرمود : آرى ! تو پيش از من به بهشت مىروى . از من به پيامبر سلام برسان و بگو كه من در پى تو مىآيم و . . .
افتاد و شهيد شد . « 2 » نامش در زيارت ناحيه آمده است . برخى هم شهادتش را در عرصهء ميدان و پس از رجز و رزم گفتهاند . رجز او چنين بود :
قد علمت كتيبة الأنصار * انّى سأحمى حوزة الذّمار
ضرب غلام غير نكس شارى * دون حسين مهجتى و دارى « 3 »
عمرو بن قيس
وى همراه پسر عمويش در منزلگاه قصر مقاتل با امام حسين « ع » ديدار كرد . امام او را به نصرت خويش فراخواند ، ليكن هم او و هم پسر عمويش بهانه آوردند كه : پير مرديم و بدهكار و عيالمند ، كالاهاى مردم نيز در دست ماست . نمىدانيم چه خواهد شد ؟
مىترسيم امانت مردم تباه شود ! بدين گونه به امام ، پاسخ سرد و ردّ دادند . حضرت نيز از آنان خواست كه بروند ، تا نداى يارى خواهى حضرت را در كربلا نشنوند ، چون هر كه مظلوميّت و تنهايى امام را ببيند و صدايش را بشنود امّا پاسخ ندهد و يارى نكند ، سزاوار است كه خداوند او را در دوزخ افكند . « 4 »
- قصر مقاتل ، حجاج بن مسروق ، عبيد الله بن حرّ
عمرو بن مطاع جعفى
نامش در شمار شهداى كربلا آمده است . « 5 »
هامش
( 1 ) - عنصر شجاعت ، ج 2 ، ص 160 .
( 2 ) - مقتل الحسين ، مقرّم ، ص 306 .
( 3 ) - عبرات المصطفين ، ج 2 ، ص 30 .
( 4 ) - موسوعة كلمات الامام الحسين ، ص 369 ، بحار الانوار ، ج 45 ، ص 84 .
( 5 ) - مناقب ، ابن شهر آشوب ، ج 4 ، ص 102 .