بريدهء حسين « ع » در طشت طلايى رو به رو شد ، با چوبى كه در دست داشت بر لبهاى آن سر مطهّر مىزد و مىگفت : « يوم بيوم بدر » « 1 » يزيد بن معاويه نيز پس از كشتن امام و سرمستى از پيروزى بر آن حضرت ، در پيش چشم فرزندان او كه به اسارت در كاخ او برده شده بودند ، آرزو كرد كه كاش نياكان كشتهشدهاش در بدر ، زنده بودند و به يزيد مىگفتند دستت درد نكند . كشتن حسين « ع » و يارانش را در مقابل كشتههاى بدر دانست ، منكر وحى و نزول جبرئيل شد و گفت اگر از آل احمد انتقام نگيرم ، از نسل خندف نيستم . . . « 2 »
حضرت زينب « ع » با خطاب « يا بن الطلقاء » به يزيد ، اشاره به نيكان مشرك او كرد ، كه در فتح مكّه ، پيامبر آزادشان كرد ، امام سجاد « ع » نيز به يزيد گفت : جدّ من على بن ابى طالب ، در جنگ بدر و احد و احزاب ، پرچمدار رسول اللّه بود ، امّا پدر و جدّ تو ، پرچمدار كفّار بودند . « 3 » كربلا ، صحنهء تجديد كينههاى مشركان و منافقان بر ضدّ آل اللّه بود و همان قدرت سياسى را كه ميراث رسول خدا بود و غاصبانه به دست دشمن افتاد ، بر ضدّ عترت رسول به كار گرفتند و اين از شگفتيهاى تاريخ است ! سيد الشهدا « ع » در خطابهء خويش در عاشورا به سپاه كوفه چنين فرمود : شمشيرى را كه ما به دستتان داديم ، عليه ما تيز كرديد و به روى ما شمشير كشيديد و آتشى را كه بر دشمنان شما و ما افروخته بوديم ، بر خود ما افروختيد و با دشمنان خدا بر ضدّ اولياء اللّه همدست شديد : « فشحذتم علينا سيفا كان فى ايدينا و حششتم علينا نارا اضرمناها على عدوّكم و عدوّنا . . . » « 4 » و در نقل ديگر : « سللتم علينا سيفا فى رقابنا و حششتم علينا نار الفتن . . . فاصبحتم ألبا على اوليائكم و يدا عليهم لأعدائكم » « 5 » آيا اين همان سخن أبو بكر بن عربى نيست كه حسين « ع » به شمشير جدّش كشته شد « انّ حسينا قتل بسيف جدّه » ؟ « 6 »
تيرى را كه عمر سعد ، صبح عاشورا به سوى اردوى حسينى رها مىكند و تيرى را كه حرمله بر گلوى على اصغر « ع » مىزند ، تيرى نيست كه در سقيفه رها شد و بر قلب پيامبر نشست ؟ و آيا آن تير ، بر حنجره اصغر نشست يا بر جگر دين فرود آمد ؟ چه خوب و
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار ، ج 45 ، ص 154 .
( 2 ) - همان ، ص 167 ، البداية و النهاية ، ج 8 ، ص 192 ( ليت اشياخى ببدر شهدوا . . . ) .
( 3 ) - بحار الأنوار ، ج 45 ، ص 135 .
( 4 ) - مقتل الحسين ، خوارزمى ، ج 2 ، ص 6 ، مناقب ، ج 4 ، ص 110 ، ( با اندكى تفاوت در لفظ ) .
( 5 ) - بحار الأنوار ، ج 45 ، ص 8 ، موسوعة كلمات الامام الحسين ، ص 424 .
( 6 ) - الامام الحسين ، علائلى ، ص 62 .