تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ عاشورا ( فارسي ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
خطبه يعنى زن ، حريم پاكى است * جلوه‌اى از حجب و از بىباكى است
آنكه مست از بادهء تلخ شب است * آشنا كى با صداى زينب است ؟ « 1 »

خطيب

سخنران . كسى كه خطبه مىخواند . در كاخ يزيد ، در حضور اسراى اهل بيت ، خطيب دربار به دستور يزيد شروع به سخنرانى كرد و به مدح يزيد و ناسزا گفتن به على « ع » و حسين « ع » پرداخت . زين العابدين « ع » بر سر او فرياد كشيد كه : واى بر تو اى خطيب ! خشم خدا را به قيمت خشنودى مخلوق ، مىخرى ؟ جايگاهت در آتش است « ويلك ايّها الخاطب ! اشتريت مرضاة المخلوق بسخط الخالق ، فتبوّأ مقعدك من النّار » . « 2 »

خلخال

نوعى زينت ساقهء پا ، حلقه‌اى از طلا و نقره و امثال آن كه در پاى كنند ، « 3 » پاىبرنجن . به نقل فاطمه دختر امام حسين « ع » ، سپاه عمر سعد پس از شهادت امام ، به خيمه‌ها حمله‌ور شدند و به غارت پرداختند ، از جمله دو خلخال ، از پاهاى او در آوردند و بردند . « 4 » راوى اين نكته و گفتگوهاى ميان آن غارتگر و دختر امام حسين « ع » ، خود دختر آن حضرت است . « 5 » - غارت خيمه‌ها ، گوشواره ، فاطمه دختر امام حسين « ع »

خنجر و حنجر

از اين دو كلمه كه داراى جناس است ، بيشتر در زبان شعر و دربارهء بريدن سر مطهر امام حسين « ع » با خنجر شمر يا سنان استفاده مىشود .

خندق

خندق ، گودالى است كه گرداگرد يك شهر يا منطقه مىكنند ، با عمق و عرضى كه براى ديگران ، چه سواره يا پياده غير قابل عبور باشد و در آن آب يا آتش مىافكنند ، يا به همان صورت ، خالى مىگذارند . بعنوان مانعى براى عبور دشمن به منطقهء خودى و عامل طبيعى بازدارنده از حملهء مخالف ، محسوب مىشود . در حادثهء عاشورا نيز بعنوان يك تاكتيك
هامش
( 1 ) - بهروز سپيد نامه ، كيهان 6 / 5 / 73 . ( 2 ) - حياة الامام الحسين ، ج 3 ، ص 385 . ( 3 ) - لغت‌نامه ، دهخدا . ( 4 ) - بحار الأنوار ، ج 45 ، ص 83 . ( 5 ) - امالى صدوق ، ص 140 .