مقام مشورت به عمر فرمود : خودت در جنگ با روميان ( يا ايرانيان آن روز ) شركت نكن ، بلكه نمايندگانت را بفرست ، به علت اينكه اگر دشمن بداند كه خود خليفه مسلمين در جبهه حضور يافته و در ميان لشكر است ، با تمام وجود مىكوشند كه او را نابود سازند و بگويند اين رهبر اسلام است و اگر او را بكشيم مردم متفرق خواهند شد ؛ ولى اگر خودت در مركز اسلام باشى ، ولو يك لشكر شكست بخورد مىتوانى لشكر ديگرى را تجهيز كرده و به جنگ بفرستى . على عليه السّلام عثمان را نيز به كارهايى كه صلاح وى و مسلمين در آن باشد راهنمايى كرد ، ولى عثمان گوش نكرد تا اينكه مسلمانان انقلابى خشمگين او را محاصره كرده و كشتند .
پس على عليه السّلام اسد الناس رأيا است و هركس چنين باشد افضل از ديگران است ، پس على افضل است .
على عليه السّلام و اقامه حدود الهى
دوازدهمين منقبت و كمال على عليه السّلام اين است كه در راه اجراى حدود الهى حريصترين مردمان بعد از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم بهشمار مىرفت . در اين راه به احدى رحم نكرده و جانب كسى را مراعات نمىكرد و دوستىها و خويشىها او را از اجراى حدود الهى مانع نمىشد و در ذات حق بسيار خشن بود . حتى از پسر عمويش عبد اللّه بن عباس هم رفع يد نكرد ؛ در پرداخت سهم بيشتر از بيتالمال ، مراعات برادرش عقيل را نكرد ؛ منزل گروهى از قبيله مصقلة بن هبيره و جرير بن عبد اللّه بجلى را خراب كرد و گروهى را به دار آويخت و دست و پاى گروهى را قطع كرد ؛ زيرا آنها محارب با خدا و رسول و مفسد فى الارض بودند و حد شرعى محارب به نص قرآن همين است . احدى از صحابه در اين مسائل با على عليه السّلام مساوى و برابر نبود ؛ پس على افضل الناس است .
على عليه السّلام و حفظ قرآن
سيزدهمين امتياز على عليه السّلام بر ديگران اين است كه حضرت در زمان رسول خدا به حفظ قرآن مشغول شد ، درحالىكه احدى از صحابه به اين امر اشتغال نداشتند