تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
دية اليد و لو قطعت من غير جناية او لم يأخذ ديتها فلا ردّ و يثبت القصاص في الطرف لكل من يثبت له القصاص في النفس و يقتص للرجل من المرأة و لا ردّ و للمرأة من الرجل منع الردّ فيما زاد على الثلث . و يعتبر سلامة العضو فلا يقطع الصحيح بالامثل و يقطع الاشل بالصحيح ان كان ممّا ينحسم و تساوى المساحة في الشجاج طولًا و عرضاً لا
شرح
در مقتول ناقص باشد مانند كورى و كرى و لنگى و . . . ولى قاتل اين نقصها را ندارد بازهم مىتوان قصاص كرد . 9 - اگر مقتول مقطوع اليد بوده و در سايهء قصاص يا به ستم دست او را قطع كرده‌اند و او ديه را اخذ كرده حالا كه كشته شده اولياى او حق قصاص دارند منتهى پس از ردّ ديهء دست قاتل به اولياى او و اگر دست مقتول به غير جنايت قطع شده مثلًا براى مرض و يا به جنايت قطع شده ولى ديهء آن را أخذ نكرده از قاتل او قصاص مىشود بدون اينكه ديهء دست را به قاتل بدهند . 10 - شروط قصاص اعضا همانند شروط قصاص نفس است يعنى هر كس را مىتوان در برابر كسى كشت اعضاى او را هم مىتوان در برابر جنايتش بريد . اگر زنى عضو مردى را ببرد عضو زن را به قصاص او مىتوان بريد و اگر مردى عضو زنى را قطع كند زن حق قصاص دارد البته با پرداخت نصف ديه عضو به مرد مگر عضوى كه ديه آن از ثلث ديهء مرد كمتر باشد مانند يك يا دو سه انگشت كه در مرد و زن مساوى است و ديه يك انگشت 10 شتر و دو انگشت 20 شتر و سه انگشت 30 شتر است . 11 - عضو سالم را براى عضو افليج نمىتوان قصاص كرد ولى عضو فالج را بجاى صحيح مىتوان البته اگر زخم آن التيام پذيرد و بهبودى يابد امّا اگر احتمال خطر باشد نمىتوان قصاص كرد . 12 - در قصاص زخمها طول و عرض آن بايد مساوى باشد ولى در عمق آن
تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 444 | العلامة الحلي / على محمدى خراسانى