اشترك عبد و حرّ في قتل حرّ فللولىّ قتلهما بعد ردّ نصف الدية على الحرّ و ما يفضل من قيمة العبد على جنايته على مولاه و لو قتل الحرّ ردّ سيد العبد عليه نصف الدية او يسلم العبد اليه و لو زادت قيمته عن النصف كان الزيادة للمولى و لو قتل العبد ردّ الحرّ على المولى ما فضل عن نصف الدية ان كان في العبد فضل فان استوعب الدية و إلّا كان تمامها لأولياء المقتول و لو اشترك عبد و امرأة في قتل الحرّ فللوليّ قتلهما و لو فضلت قيمة العبد عن جنايته ردّ الوليّ على مولاه الفاضل و له قتل المرأة و استرقاق العبد ان كانت قيمته به قدر الجناية او اقلّ و إلّا كان الفاضل لمولاه و لو قتل العبد و قيمته به قدر الجناية او اقل كان للولي اخذ نصف الدية من المرأة و لو كانت القيمة اكثر ردّت المرأة .
شرح
اندازه كه قيمت عبد از جنايت او فزونى دارد به مولى بدهند و مىتوانند مرد آزاد را قصاص كنند و مولاى بنده نصف ديه را به اولياء آزاد بدهد و يا خود بنده را به آنها تسليم كند .
و اگر قيمت عبد زائد بر نصف ديه باشد آن زيادتى از آن مولى خواهد بود .
و مىتوانند بنده را بكشند آنگاه مرد حرّ بايد زائد بر نصف ديه را به مولى بدهد البته اگر زيادتى در عبد باشد آنگاه اگر قيمت عبد مستوعب ديه باشد كه هيچ و اگر نه تكميل آن به عهدهء اولياى مقتول است .
7 - هرگاه بندهاى و زنى در قتل انسان آزادى شركت كنند حكم آنست كه اولياى مقتول حق دارند هر دو را قصاص كنند و اگر قيمت عبد از مقدار جنايت او بيشتر باشد بايد زيادى را ولىّ مقتول بر مولاى عبد بپردازد و مىتوانند زن را بكشند و عبد را استرقاق كنند اگر قيمت عبد به اندازهء جنايتش يا كمتر از آن باشد و اگر زيادتر باشد زيادى را بايد به مولايش ردّ كنند و مىتوانند بنده را بكشند آنگاه اگر قيمت وى به مقدار جنايت يا كمتر باشد اولياى مقتول حق دارند نصف ديه را هم از زن بگيرند و اگر قيمت عبد بيشتر باشد بايد زن مازاد را بر مولا ردّ كند آنگاه