يفضل عن جنايته و اقتص منه ان كان عمداً او اخذ منه ما قابل فعله من الدية آن قال اخطأت و لو شهدا بسرقة فقطعت يد المشهود عليه ثم قالا و همنا و السارق غيره غرما دية اليد و لا يقبل قولهما على الثاني .
الخامسة : يجب شهرة شاهد الزور و تعزيره بما يراه الامام رادعاً .
شرح
ديه كه سهم شهود ديگر مىشود از آنها گرفته و به اولياى شاهد مقتول بدهد و اگر كمتر در آمد از خود بايد تكميل كند .
4 - و اگر بعض شهود بگويد : من در اين شهادت خطا كردهام حكم اينست كه سهمى از ديهء مقتول را به آن نسبت كه سبب قتل شده بايد بدهد و اگر بگويد :
من عمداً به دروغ شهادت دادم ولى مقتول مىتواند او را قصاص كند و زيادتى ديه از مقدار جنايت را به او بدهد .
5 - هرگاه شهود به سرقت و دزدى كسى شهادت دادند و حاكم شرع دست دزد را قطع كرد پس از اجراء حدّ گفتند ما خطا كردهايم و فرد ديگرى را بعنوان سارق معرفى كردهايم حكم آنست كه بايد ديه دست مشهور عليه اوّلى را بپردازند و شهادت آنها دربارهء دوّمى هم پذيرفته نيست .
مسأله پنجم : شرعاً واجب است شاهد زور را يعنى كسى را كه به دروغ شهادت مىدهد در ميان شهر معرفى كنند و مشهور سازند تا همگان او را بشناسند و وى رسوا شود و بعد از آن بايد حاكم شرع او را تعزير كند و امر تعزير در دست حاكم است يعنى به هر اندازه كه صلاح بداند از 20 يا 30 يا 50 ضربه و يا بيشتر و كمتر او را ادب مىكند كه دوباره از اين شهادتهاى به ناحق ندهد .