تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
لا الحدود و لا يكفى اقل من عدلين على الأصل و لو شهد اثنان على كل واحد من الأصلين قبلت و انّما تقبل مع تعذّر حضور شاهد الأصل و لو انكر الأصل ردت الشهادة مع عدم الحكم و لا تسمع الشهادة الثالثة في شيء اصلًا . الرابعة : اذا رجع الشاهد ان قبل الحكم بطل و ان كان بعده و لم ينقض
شرح
2 - بايد براى هر كدام از دو شاهد كه نزد قاضى شهادت مىدهند دو نفر عادل شهادت دهند به يك حق مالى يا جانى تا حاكم بتواند شهادت اين دو شاهد اصل ترتيب اثر دهد و اگر يك شاهد بر دو شاهد شهادت دهد كافى نيست . و نيز اگر براى هر كدام تنها يك شاهد شهادت دهد كافى نيست آرى دو نفر معين عادل اگر هر دو براى اين دو نفر شهادت دهند و اينها بر اساس آن نزد حاكم شهادت دهند قبول خواهد بود . 3 - شهادت شاهد فرع در صورتى قبول مىشود كه حضور شاهد اصل ممكن نباشد . 4 - اگر پس از شهادت شاهد فرع شاهد اصل رسيد و اين امر را انكار كرد چنانچه قاضى حكم صادر كرده باشد به انكار شاهد اصل اعتبارى نيست ولى اگر قبل از صدور حكم از سوى قاضى وى پيدا شد و انكار كرد شهادت فرع مردود شناخته مىشود . 5 - شهادت سوّمى در هيچ چيزى مقبول نيست مثلًا اگر كسى فعلًا مدعى است كه خانه يا ملك زيد متعلق به او بود و زيد غصب كرده است امّا شاهد غصب از دنيا رفته و شاهد ديگر هم كه اين شهادت را شنيده بود از دنيا رفته و شاهد سوّم زنده است به شهادت او نمىتوان ملك را از زيد گرفت و به مدّعى داد . مسأله چهارم : در آن نيز چند فرع است : هرگاه يكى از دو شاهد يا هر دو با هم پس از اقامهء شهادت از شهادت خود