تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 367
و يكره القضاء مع شغل القلب بالغضب و الجوع و العطش و الهمّ و الفرح و غيرها و اتخاذ الحاجب . 7 - مستحب است ميان شاهدان و گواهان تفرقه بيندازد و جدا جدا از آنان بپرسد و استنطاق كند مخصوصاً اگر شهود متهم هستند كه شايد روى اغراضى به نفع مدّعى شهادت مىدهند كه در اين فرض جدا جدا پرسيدن اولويت بيشترى دارد چون اگر دروغگو باشند بدين وسيله كذب آنها روشن مىشود . 8 - مستحب است در مسائل قضا از علماء بلد استفاده كند و مطالب را با آنها در ميان بگذارد تا در نظرات و آرائش صائبتر باشد . و اما مكروهات : 1 - مكروه است در حالى قضاوت كند كه فكرش را چيزى به خود مشغول كرده و خونسردى و تعادل خود را نمىتواند حفظ كند و اين اشتغال فكرى در اثر عواملى پديد مىآيد كه به برخى ذيلًا اشاره مىكنيم : الف : به واسطه غضب و خشم . ب : به واسطه گرسنگى زياد كه مىخواهد شتابزده حكمى كرده و به سراغ خوردن رود . ج : تشنگى . د : غم و اندوه . ه - : شادمانى و امثال اينها البته در حدّ افراطى آنها كه شخص در اين حالات بر خود كاملًا مسلط نيست و ممكن است قضاوت او نپخته و نارسا باشد و احياناً حقّى را از كسى پايمال كند . 2 - مكروه است به هنگام قضاوت براى خويش دربان بگمارد بهطورى كه دربان بعض مردم را راه دهد و داد خواهى كنند و بعضى را راه ندهند و به داد دل آنان رسيدگى نشود كه نوعاً هم اين گروه از قشرهاى مستضعف و به ظاهر فقير جامعه