و كما يهدم الثلاث يهدم ما دونها و يصح الرجعة نطقا و فعلا و لا يجب فيها الاشهاد و يقبل قول المرأة فى انقضاء العدة بالحيض و يكره طلاق المريض و يقع و لكن ترثه المرأة و ان كان بائناً
شرح
3 - به قصد ازدواج دائم با اين زن ازدواج كند و غير آن محلل نيست .
4 - علاوه بر عقد با او مباشرت هم بكند آن هم از طريق فرج نه مقعد كه آن كافى نيست و محلّل نمىشود .
چند مسأله : 1 - اگر پس از طلاق بار اوّل يا دوّم زن شوهر تازه كند و پس از جدائى از او به شوهر اوّل راضى شود حكم طلاق پيشين باطل مىشود و از اين پس اگر سه بار با شرائط طلاق دهد نياز به محلّل پيدا مىشود .
2 - رجوع كردن از طلاق در حال عدّه امرش سهل است و شرعاً هم به قول صحيح است به اينكه مرد بگويد : رجعت و هم به فعل صحيح است به اينكه مرد بر روى زن تبسّم كند و به او دست زند و . . .
3 - براى رجوع كردن در طلاق نيازى به شاهد گرفتن دو عادل نيست .
4 - اگر مرد پس از طلاق بخواهد رجوع كند و زن مدّعى شود كه عدّهاش مقتضى شده در اينجا اگر بگويد : سه بار حيض ديده است از او پذيرفته مىشود ولى اگر بگويد سه ماه از هنگام طلاق گذشته از او پذيرفته نمىشود و اگر ادعا كند كه آبستن بوده و بچه آورده از او پذيرفته مىشود و اگر قرائن دلالت كند كه ادعاى او دروغين است از او قبول نمىشود .
5 - بر مرد بيمار مكروه است كه همسرش را طلاق دهد البته حرام نيست و طلاقش اثر دارد امّا اگر طلاق داد تا يك سال زن از مرد حق ارث دارد اگر چه طلاقش بائن باشد يعنى در طول يك سال به همان مرض اگر مرد بميرد زن از او ارث مىبرد امّا اگر پس از يك سال با همان مرض مرد و يا قبل از گذشت يك سال از آن مرض خوب شد و به مرض ديگر مرد و يا قبل از يك سال زن ازدواج كرد و شوهر