تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
الفصل الثانى فى اقسامه و هو بدعة و سنة : فالأول طلاق الحائض الحائل و النفساء مع حضور الزوج او المسترابة قبل ثلاثة اشهر و طلاق الثلاث مرسلًا و الكلّ باطل ، الثانى : بائن و رجعى :
شرح
2 - صيغهء طلاق بايد منجّز باشد پس اگر آن را معلق بر شرطى يا صفتى كنند باطل خواهد بود [ شرط در اصطلاح فقها امر مستقبل الوقوعى است كه تحقق آن در آتيه مسلم نيست مثلًا بگويد : اگر از خانه خارج شوى تو را طلاق دادم و . . . و صفت امر مستقبل التحققى را گويند كه وقوعش در آينده حتمى و جزمى است . مثلًا بگويد : اگر اول ماه فرارسد يا اگر آفتاب طلوع كند و . . . تو را طلاق دادم ] . و امّا شرائط اشهاد : صيغه طلاق را بايد حد اقل دو مرد عادل بشنوند و گرنه بدون آن طلاق باطل است و زن به زوجيّت مرد باقى است .

فصل دوّم : انواع و اقسام طلاق

بطور كلّى طلاق به دو بخش اساسى تقسيم مىشود : 1 - طلاق بدعى 2 - طلاق سنّى : كلمه بدعى منسوب به بدعت است و بدعت در لغت به معناى امر بديع و نو و تازه است و هر كار تازه‌اى را كه در عهد رسول اللَّه ( ص ) نبوده بدعت نامند ولى در اصطلاح بدعت در مقابل سنت به كار مىرود و منظور از سنّت يعنى چيزى كه مشروع است و منظور از بدعت يعنى چيزى كه نامشروع و حرام است و در مورد بحث ما مراد از طلاق بدعى عبارتست از كليّهء طلاقهايى كه در اسلام حرام است و به بيان بهتر كليّهء طلاقهايى كه جامع شرائط نباشند و مراد از طلاق سنّى كه منسوب به سنت