تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 230
كتاب الفراق و فيه فصول ( 37 - كتاب طلاق ) قال اللَّه العظيم : يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ « طلاق / 1 » . سى و هفتمين كتاب فقهى طلاق است بطور كلّى جدائى و فراق زن از شوهر كه آن را فرج بعد از شدت گويند اسباب و عوامل متعددى دارد كه عبارتند از : طلاق خلع - مبارزات - لعان - ظهار - ايلاء و در اين كتاب سى و هفتم پيرامون مهمترين عامل فراق يعنى طلاق و شرائط آن و اركان و احكام آن بحث مىكنيم : معناى لغوى كلمهء طلاق : كلمهء طلاق كه از سه حرف اصلى طاء و لام و قاف تشكيل يافته با همهء مشتقاتى كه دارد در لغت عرب به معنى تخليه و ارسال يعنى رهائى آمده و مطلق را كه اصوليين مطلق گويند چون مرسل و رها است و قيد و بندى ندارد در مقابل مقيد و زندانى را كه به غل و زنجير كشيده باشند مقيّد گويند و معناى وسيعى دارد . معناى اصطلاحى آن : شهيد ثانى در شرح لمعه فرمود : طلاق عبارتست از گسستن رشته و علقهء زوجيّت با اين دو خصوصيت : 1 - بدون تقاضاى عوض از سوى مرد پس خارج شد خلع و مبارات چنانچه خواهد آمد . 2 - با صيغهء خاصهء طالق باشد پس خارج شد فسخ نكاح با عيوب يا تدليس كه به صيغهء فسخت مىباشد .