و للمولى الولاية على مملوكة ذكراً كان او انثى مطلقا و لا ولاية للام و يستحب للبالغة ان تستأذن اباها و ان توكّل اخاها مع فقده و ليس للوكيل
شرح
كنيز چه باكره و چه ثيّبه ، چه صغير و چه كبير و مىتواند كنيز خويش را به عقد هر كس كه بخواهد درآورد يا براى غلامش هر دخترى را بگيرد و رضايت و اذن بنده شرط نيست به حكم اينكه : الناس مسلّطون على اموالهم يتصرفون فيها كيفما شاءوا .
جواب سؤال سوّم : پدر و جد پدرى بر بالغ رشيد و بالغهء رشيده ولايت ندارند چنان كه ذكر شده و نيز غير از پدر و جدّ ساير اقوام مرد اين دختر از قبيل برادرها - عموها و . . . نيز ولايت ندارند كه ذكر شد ، علاوه بر اينها مادر و جدّ مادرى نيز بر فرزند صغير خويش ولايت ندارند و اگر مادر اقدام كند به تزويج فرزند صغيرش او مىتواند پس از بلوغ اين عقد را امضا كند يا فسخ و مادر يا جد مادرى همانند بيگانگان هستند كه نكاحشان فضولى است .
چند مسأله : 1 - دخترى كه بالغه و رشيده شده بدون اذن پدر و جدّ هم مىتواند ازدواج كند و شوهر اختيار كند ولى مستحب است كه با آنها در ميان بگذارد و از آنها طلب اذن كند و بهر حال رضايت آنها را جلب كند امّا اگر آنها روى معيارهاى غلط و ضد اسلامى اصرار دارند كه وى را به فرد مورد نظر خود تزويج كنند و او راضى نيست و مرد كذائى را كفو خود نمىبيند مجبور نيست زير بار ازدواج زوركى برود كه چنين بنائى تداوم نخواهد داشت .
2 - مستحب است كه در صورت بودن پدر ، دختر بالغه رشيده او را وكيل كند و امور تزويج را به او واگذار كند و اگر پدر نيست برادر بزرگتر را در اين امور وكيل خويش كند .
3 - هرگاه شخصى چه زن يا مرد ، ديگرى را وكيل خويش قرار داده كه