تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
شرح
من جمله جناب علّامه ، پدر يا جدّ پدرى بر اين دختر هم ولايت ندارند كه به هر كس خواستند او را تزويج كنند و اگر نخواستند اجازه ندهند . و امّا وصى پدر يا جدّ پدرى : در صورت نبودن پدر يا جدّ وصىّ آنها بر طفل صغير [ پسر يا دختر ] و بر مجنون و سفيه ولايت دارد و با رعايت مصلحت مىتواند اقدام به شوهر دادن دختر يا زن گرفتن براى پسر بكند و بدون رعايت مصلحت صحيح نيست . و امّا حاكم شرع : حاكم شرع بر ايتام [ پسر و دختر خرد سال و نابالغ ] كه پدر و جدّ پدرى و وصىّ نداشته باشند ولايت دارد همچنين بر مجانين هم ولايت دارد و در صورت وجود مصلحت براى نكاح مجانين اقدام مىكند و نيز بر سفها هم ولايت دارد البته بايد با مصلحت‌انديشى اقدام كند و گرنه صحيح نخواهد بود . مسأله : آيا برادر بزرگتر دختر يا ساير خويشاوندان او يا ساير افراد بيگانه مىتوانند دختر را به عقد مردى در آورند و يا براى برادر كوچك زن بگيرند يا خير ؟ جواب : خير اينان ولايت ندارند و اگر چنين اقدامى كردند منوط به اجازه صغير پس از بلوغ است و اگر بالغ است پس از اطلاع بايد اجازه كند و اين را نكاح فضولى گويند كه عند المشهور متوقف بر اجازه است و به كلى باطل نيست البتّه اقوال ديگرى هم هست كه جناب شهيد در شرح لمعه آورده . مسأله : اگر كسى فضولتاً دختر باكره را به عقد خود يا كسى درآورد و هنگامى كه عقد را بر وى عرضه كردند او سكوت كرد همان سكوت اجازه محسوب مىشود و در اين گونه موارد سكوت علامت رضايت است [ چون غالباً دختران باكره از اظهار خجالت مىكشند ] ولى در غير دختر باكره نكاح فضولى منوط به اجازهء صريح است . و امّا مولى : مولى بما هو مولى بر مملوك خويش ولايت دارد چه غلام و يا