احدهما به غير تفريط فلصاحب الاثنين درهم و نصف و للآخر ما بقى و لو اشتبه الثوبان بيعا و قسم الثمن على نسبة رأس مالهما و ليس طلب الصلح اقراراً بخلاف ما اذا قال بعنى او ملّكنى او هبنى او أجّلني او قضيت .
شرح
8 - همچنين هرگاه يك نفر دو درهم به نزد كسى به وديعه بگذارد و نفر ديگر يكدرهم و بعد از مدتى يكدرهم از سه درهم مفقود شود و هر كدام از صاحبان درهمها بگويند آنكه تلف شده از رفيق من است و مال من سالم است باز بايد به يكى نيم درهم و به ديگرى يك و نيم درهم تحويل داد .
9 - و همچنين اگر يكى دو درهم و ديگرى سه درهم به نزد كسى امانت گذاشته باشند و از مجموع پنج درهم يكدرهم تلف شود آن هم بدون تعدّى و تفريط بايد مصالحه كرد و به صاحب دو درهم 5 و 1 درهم و به صاحب سه درهم 5 و 2 درهم تسليم نمود .
10 - اگر جامه دو نفر به يكديگر مشتبه شوند بهگونهاى كه قابل تشخيص نباشند كه كدام جامه مال كدام فرد است حكم اين است كه هر دو جامه را فروخته و بها را به نسبت سرمايههائى كه طرفين گذاشتهاند بايد تقسيم كرد .
11 - اگر دو نفر با هم نزاع كنند و يكى بر ديگرى ادعاى مالى كند و آن ديگرى طلب صلح كند دليل بر اقرار او به حق طرف نيست امّا اگر بگويد :
بيا حق خودت را به من به فروش يا به من تمليك كن و يا به من هبه كن يا به من مهلت بده يا بگويد من حق تو را ادا كردهام تمام اينها لازمهاش اقرار به حق طرف است و احكام اقرار را دارد .
در خاتمه اين نكته را مىآوريم كه صلح گاهى هم نتيجه با اجاره و گاهى با بيع و گاهى با ابراء هم نتيجه است و لذا به عقيدهء شيخ طوسى صلح عقد مستقلى