تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
نه . ابوبكر گفت : به زودى داخل مكه خواهد شد . چون پيامبر ( ص ) مكه را گشود و كليدهاى كعبه را بدست گرفت ، عمر را فرا خواند و فرمود : اين آن چيزى كه به آن وعده داده شده بوديد . بدان كه اين خبر صحيح است و هيچ شكى در آن نيست و همه مردم آن را روايت كرده‌اند و به نظر من كار زشت و سبكى نيست كه اين شخص براى اطمينان نفس خود و براى راهنمايى خواستن چنين سؤالى از پيامبر كرده باشد . و حال آنكه خداوند متعال به خليل خود ابراهيم فرموده است « مگر ايمان نياورده‌اى گفت : آرى ولى براى اينكه دلم اطمينان يابد » صحابه پيامبر ( ص ) در كارهاى مختلف به پيامبر مراجعه مى كردند و اگر نقطه ابهامى داشتند مى پرسيدند و مى گفتند : آيا اين نظر شماست يا دستور و نظر خداوند آن چنان كه دو سعد [ يعنى سعد بن معاذ و سعد بن عبادة ] كه رحمت خداوند بر آن دو باد روز جنگ خندق كه پيامبر ( ص ) قصد آن را داشت كه با پرداختن بخشى از خرماى نخلستانهاى مدينه با احزاب صلح كند . به آن حضرت گفتند : آيا اين فرمان خداوند است يا نظر شخص شماست فرمود : نظر خود من است . گفتند : در اين صورت به خدا سوگند تا هنگامى كه قبضه‌هاى شمشيرهايمان در دستهاى ماست حتى يك دانه خرما به آنان نمى دهيم . انصار هم در جنگ بدر به پيامبر ( ص ) كه در جايى كه آنان مصلحت نمى دانستند فرود آمده بود عرض كردند آيا اينجا با انديشه و راى خود فرود آمده‌اى يا آنكه در اين مورد وحى شده است فرمود : نه خودم انديشيده‌ام . گفتند : در اين صورت آن را به مصلحت نمى دانيم ، از اينجا كوچ فرماى و فلان جا فرود آى . اما گفتار ابو بكر كه گفته است « تسليم گفتار و انديشه محمد ( ص ) باش كه به خدا سوگند او رسول خداوند است » دليلى بر شك و ترديد نيست بلكه تأكيد و تثبيت بر عقيده
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 43 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى