عليه و سلم انى لم ارد على الله و لا على رسوله ساعةً قط » و بدرستى كه نگه دارندگان دين و كتاب از اصحاب محمد كه درود و سلام خدا بر او باد دانستهاند و مى دانند كه من هرگز و هيچ ساعتى بر خدا و رسولش رد و اعتراض نكردم ) شروع مىشود .
در مورد كلمه نگهدارندگان ممكن است مقصود خلفاى گذشته باشند كه به هر حال اسلام را حفظ كردند و به عنوان حافظ اسلام و پاسداران شريعت و آيين و حوزه آن برگزيده شدند و ممكن است مقصود عالمان و فاضلان صحابه باشند كه حفظ و حراست از كتاب به عهده آنان گذارده شده بوده است .
ظاهرا على عليه السلام در اين گفتار خود كه مى گويد « من هرگز ساعتى به خدا و رسول خدا اعتراض و رد نكردم » با رمز و عبارت پوشيده به امورى متذكر مىشود كه از ديگران سر زده است آن چنان كه روز حديبيه به هنگام نوشتن صلح نامه [ اين گونه رفتار ] از يكى از صحابه سرزد و آن شخص نگارش صلحنامه را كارى ناپسند دانست و گفت : اى رسول خدا ، مگر ما مسلمان نيستيم فرمود : آرى .
گفت : مگر آنان كافر نيستند فرمود : آرى . عمر گفت : پس چرا در آيين خود متحمل خوارى و زبونى مى شويم پيامبر ( ص ) فرمود : من به آنچه فرمان يافتهام عمل مى كنم . عمر برخاست و به گروهى از صحابه گفت : مگر محمد ( ص ) به ما وعده وارد شدن به مكه را نداده بود حال آنكه اينك از ورود ما به مكه جلوگيرى شده است و پس از آنكه در دين و آيين خويش پستى و زبونى را متحمل شدهايم برمى گرديم . به خدا سوگند ، اگر يارانى پيدا كنم هرگز اين زبونى را نمى پذيرم .
ابو بكر به آن شخص و گوينده گفت : اى واى بر تو از گفتار و رفتار محمد ( ص ) پيروى كن و ملازم او باش كه به خدا سوگند او رسول خداوند است درود خداوند بر او و آلش باد و خداوندش او را ضايع نخواهد ساخت . ابو بكر سپس به آن شخص گفت : آيا پيامبر به تو فرموده است كه امسال وارد مكه خواهد شد عمر گفت :
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 42
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٤٢