علت حركت فلك بر كسانى كه پنداشتهاند پيامبر ( ص ) با چشم خويش خداوند را رؤيت كرده است سخت تاخته است .
نكته ديگر آن است كه چون در اين خطبه امير المومنين على عليه السلام فرمان داده است به چگونگى دقت شود و نيز درباره ملخ سخن رفته است ، ابن ابى الحديد با استفاده از كتاب « الحيوان » جاحظ بحثى خواندنى درباره مورچههاى بسيار ريز و شگفتيهاى زندگى مورچگان و زندگى ملخ طرح كرده است كه در عين آنكه آميخته به افسانههايى است ولى نكات خواندنى هم در آن آمده است . به عنوان مثال مواردى را كه مصرف اجزاء ملخ براى بيماريها سودمند است آورده و مى گويد خوردن ملخ براى عقرب گزيدگى سودبخش است و گفتهاند اگر لاشه ملخ هاى كشيده قامت برگردن كسى كه گرفتار تب و نوبه - تبى كه هر چهار روز يك بار در بيمار ظاهر مىشود - است آويخته شود سودمند خواهد بود . درباره چيرگى مورچه - موريانه - هم به محلهها و مناطقى از شهرها تا حدى كه مردم از آن محله كوچيدهاند مطالبى آورده است ] .
خطبه ( 232 )
از خطبههاى آن حضرت عليه السلام در توحيد [ در اين خطبه كه با عبارت « ما وحده من كيفه و لا حقيقته اصاب من مثله » « آن كس كه براى خدا بيان كيفيت كند او را يگانه ندانسته است و كسى كه براى او مثل و مانندى بيان كند به حقيقت نرسيده است » . شروع مىشود ، اصول علم توحيد چندان جمع شده است كه خطبههاى ديگر چنان نيست . در اين خطبه هم كه از خطبههاى مفصل نهج البلاغه است ، ابن ابى الحديد هيچگونه بحث تاريخى ايراد نكرده است ، ولى خطبه را در چند بخش توضيح داده و تفسير كرده است و مباحث كلامى بسيار ارزندهيى را مطرح كرده است و سى اصل از