تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
درستى اين كار داناتر است . شيعيان روايت مى كنند كه گروهى از اصحاب طول گريستن فاطمه ( ع ) را ناپسند شمردند و او را از آن نهى كردند و فرمان دادند از كنار مسجد به گوشه‌يى از گوشه‌هاى مدينه رود ، و من اين را بعيد مى دانم و در حديث كم و بيشى و تحريف و تغيير وارد مىشود و من در مورد سران مهاجران چيزى جز خير نمى گويم .

خطبه ( 231 )

از سخنان آن حضرت عليه السلام كه با عبارت « الحمد الله الذى لا تدركه الشواهد و لا تحريه المشاهد و لا تراه النواظر » شروع مىشود [ در اين خطبه كه از خطبه‌هاى طولانى نهج البلاغه است و با عبارت « سپاس خداوندى را كه حواس پنجگانه او را در نمى يابد و مكانها و انجمن ها او را محتوى نيست و بينندگان او را نمى بينند » آغاز مىشود ، ابن ابى الحديد پس از توضيح لغات بر مبناى معتقدات معتزليان شرحى كلامى مىدهد و هر چند در اين شرح هيچگونه مبحث تاريخى و اجتماعى طرح نشده است ولى اشاره به چند نكته درباره محتواى اين شرح براى خوانندگان گرامى خالى از بهره نيست . ابن ابى الحديد ضمن آنكه مى گويد حيرت و سرگردانى در جلال و بزرگى ذات بارى تعالى و توقف و درماندگى در حد محدودى ، كه حيطه عمل كرد عقل بشرى است ، چيزى است كه همواره عقلاى خردمند و فاضل به آن معترفند ، اشعار بسيارى را كه خودش در اين باره سروده و به اصطلاح خود به آن نام مناجات داده است آورده است . اين شصت بيتى كه نقل كرده نمودارى است براى اظهار نظر نسبى درباره سبك شعر ابن ابى الحديد و ضمن آن بر فلاسفه و عقايد آنان در مورد بيان