شده است و سه شبانه روز از مرگ آن حضرت نگذشته بوده است . همچنين اين موضوع كه عايشه مى گويد از دفن پيامبر آگاه نشده تا آنكه صداى بيل ها را شنيده عجيب است . با آنكه دفن رسول خدا در خانه او انجام شده است ، فكر مى كنى كجا بوده است من در اين باره از جماعتى پرسيدم . گفتند : شايد در خانهء مجاور خانهء خويش و همراه گروهى از زنان بوده است و اين عادت خويشاوندان ميت است كه او هم همينگونه رفتار كرده و از حجرهء خويش كنار گرفته و در آن خانه رفته است . وانگهى حجرهء عايشه آكنده از مردان خويشاوند پيامبر بوده است و افراد ديگرى از اصحاب رسول خدا ، و اين موضوع به صحت نزديك است و ممكن است همينگونه بوده باشد .
طبرى مى گويد : على بن ابى طالب عليه السلام و فضل بن عباس و برادرش قثم و شقران بردهء آزاد كردهء ايشان وارد گور رسول خدا ( ص ) شدند . در اين هنگام اوس بن خولى به على عليه السلام گفت : اى على ترا به خدا سوگند مى دهم كه رعايت بهرهء ما را از رسول خدا را بفرمايى ، و على ( ع ) به او فرمود : تو هم فرود آى و او هم همراه ايشان وارد گور شد ، شقران قطيفهيى را كه رسول خدا مى پوشيد گرفت و در گور افكند و گفت : نبايد كسى پس از رسول خدا آن را بپوشد .
مى گويم : هر كس در اين اخبار تأمل كند مىداند كه على عليه السلام اصل و اساس انجام كارهاى رسول خدا پس از مرگ آن حضرت و تجهيز ايشان بوده است . مگر نمى بينى كه اوس بن خولى كسى ديگر از آن گروه را مورد خطاب قرار نمى دهد و از كس ديگرى براى حضور در غسل و وارد شدن در گور كسب اجازه نمى كند آنگاه به بزرگوارى و بخشندگى و نيك سرشتى و گذشت على عليه السلام بنگر كه چگونه براى شركت كسى چون اوس بن خولى ، كه مردى بيگانه از انصار است ، در اين مراسم بخل نمى ورزد و حق او را رعايت مىكند و نيازش را بر مى آورد و چه تفاوت فاحشى ميان اخلاقى به اين شرافت و اخلاق و گفتار آن كسى ، كه مى گويد چون به كارى روى آورم ديگر پشت نمى كنم و پيامبر را كسى جز زنانش غسل نداده است ، وجود دارد و اگر كس ديگرى غير از على عليه السلام و از افراد تندخو و
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 266
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٢٦٦