تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
ابوبكر گفت : من شنيدم پيامبر ( ص ) مى فرمود : « هر پيامبر هر جا كه قبض روح شد همانجا دفن مىشود » . بستر رسول خدا را كه در آن قبض روح شده بود برداشتند و زير همان گور كندند . مى گويم : چگونه در مورد جاى دفن پيامبر اختلاف پيدا كردند و حال آنكه پيامبر در روايت نخست به آنان فرموده بود : « مرا بر سريرم در همين حجره كنار گورم نهيد » ، و اين تصريح به آن است كه بايد در همان حجره ، كه ايشان را جمع فرموده و خانه عايشه بوده است ، به خاك سپرده شود . بنا بر اين يا بايد آن حديث درست نباشد يا اين يكى كه مى گويد با يكديگر اختلاف پيدا كردند كه پيامبر را كجا دفن كنند و ابو بكر به آنان گفت « پيامبران همانجا كه مى ميرند دفن مى شوند » ، چون جمع بين اين و دو حديث ممكن نيست . وانگهى اين خبر منافات دارد با آنچه كه نقل شده و حاكى از آن است كه جسد گروهى از پيامبر از جايى كه در گذشته‌اند براى دفن به جاى ديگر منتقل شده است و خود طبرى هم نام برخى از ايشان را ضمن اخبار پيامبران بنى اسرائيل آورده است . و بر فرض كه اين خبر صحيح هم باشد ، مقتضى وجوب دفن پيامبر ( ص ) در جايى كه قبض روح شده است نيست ، زيرا خبر دادن محض است نه امر ، مگر اينكه آنان از فحواى سخن رسول خدا اين موضوع را استنباط كرده باشد كه مقصود آن حضرت وصيت و امر به دفن كردن آنجا بوده است . ابو جعفر طبرى مى گويد : سپس مردم وارد شدند و نخست مردان گروه گروه بر پيكر پيامبر نماز گزاردند و پس از ايشان زنان و سپس كودكان و پس از آن بردگان نماز گزاردند و هيچكس عهده‌دار امامت نبود و سپس در نيمه شب چهار شنبه پيكر پيامبر ( ص ) به خاك سپرده شد . طبرى مى گويد : عمره دختر عبد الرحمان بن اسعد بن زراره از قول عايشه نقل مىكند كه مى گفته است . ما از دفن پيامبر ( ص ) آگاه نشديم مگر نيمهء شب چهارشنبه كه صداى بيل و كلنگ را شنيديم . مى گويم [ ابن ابى الحديد ] : اين هم خود از شگفتيهاى موجود در اين حديث است ، زيرا همانگونه كه در روايت آمده است ، پيامبر ( ص ) روز دوشنبه هنگامى كه روز كاملا بر آمده بود رحلت فرموده و شب چهار شنبه ، در نيمهء شب به خاك سپرده
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 265 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى