تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
ابن ابى الحديد سپس برخى ديگر از لغات و اصطلاحات را توضيح داده است و پس از آن به مناسبت ذكر نام عقيل در اين خطبه بحث زير را آورده است .

پاره‌يى از اخبار عقيل بن ابى طالب

عقيل پسر ابو طالب عليه السلام است و ابو طالب پسر عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف است . عقيل برادر پدر و مادرى امير المومنين عليه السلام است . ابو طالب چهار پسر داشته است . نخست طالب كه ده سال از عقيل بزرگتر بوده است و عقيل كه ده سال از جعفر بزرگتر بوده است و جعفر كه ده سال از على بزرگتر بوده است و على كه از همه برادران كوچكتر و از همگان بلند مرتبه‌تر بوده است و نه تنها از آنان كه قدر و منزلت او پس از پسر عمويش از همه مردم برتر است . ابو طالب عقيل را از ديگر پسران خويش بيشتر دوست ميداشت و به همين سبب بود كه چون در آن قحط سالى پيامبر ( ص ) و عباس پيش او آمدند تا فرزندان او را تقسيم كنند و بدان گونه از هزينه ابو طالب بكاهند به ايشان گفت : عقيل را براى من باقى بگذاريد و هر كدام را ميخواهيد بگيريد ، عباس جعفر را انتخاب كرد و پيامبر ( ص ) على عليه السلام را . كنيه عقيل ابو يزيد بوده است و پيامبر ( ص ) به او فرمود « اى ابا يزيد من تو را به دو سبب دوست ميدارم : نخست دوستى يى به سبب خويشاوندى نزديكت با من و دوستى يى ديگر از آن سبب كه دوستى عمويم را نسبت به تو ميدانم » . مشركان عقيل را با زور به جنگ بدر آوردند همان گونه كه عباس را ، عقيل اسير شد ، فديه او پرداخت شد و به مكه برگشت و پس از آن پيش از حديبية به مدينه هجرت كرد و در جنگ موته همراه برادر خويش ، جعفر طيار ( ع ) شركت كرد ، و به روزگار حكومت معاويه در سال پنجاه هجرى در نود و شش سالگى در گذشت . عقيل را در مدينه خانه‌يى معروف بوده است . او نخست به عراق و سپس به شام كوچ كرد و باز به مدينه برگشت . او همراه برادر خود امير المومنين در هيچ -
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 177 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى