رسيدن به غرضى دنيايى كه در سينه داشت از على استمالت و او را به سوى خود مايل ميگرداند و چون على ( ع ) موضوع را فهميده و دانسته بود هديه اشعث را رد كرد و اگر آن موضوع نمى بود هديه او را پذيرفته بود ، زيرا پيامبر ( ص ) هديه را قبول ميفرمود و على عليه السلام هم هداياى جماعتى از ياران خود را پذيرفته است آن چنان كه يكى از يارانش كه با او انس داشت او را براى خوردن حلوا [ سمنو ] يى كه روز نوروز پخته بود دعوت كرد . على عليه السلام از آن خورد و پرسيد : اين حلوا را براى چه پخته بودى گفت : امروز نوروز است . على ( ع ) خنديد و گفت : اگر ميتوانيد همه روز براى ما نوروز بگيريد .
وانگهى على عليه السلام از لحاظ لطائف اخلاق و پسنديدگى خويها بر قاعدهيى بسيار پسنديده و استوار قرار داشت ولى از گروهى كه از دشمنى آنان نسبت به خود آگاه بود نفرت داشت همچنين از هر كسى كه ميخواست بدين گونه در مورد اموال مسلمانان او را بازى دهد و غير ممكن است كه ريگ سخت براى دندان نرم شود .
ميگويم : اگر دربارهء اين گفتار امير المومنين كه فرموده است « آيا صله يا زكات يا صدقه است » كه بر ما اهل بيت حرام است اعتراض كنى و بگويى فقط زكات واجب بر ايشان حرام است و صدقات مستحبى و پذيرفتن صلات بر آنان حرام نيست ميگويم : منظور على عليه السلام از اهل بيت فقط همان پنج تن ، يعنى محمد و على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام است نه افراد ديگر بنى هاشم و فقط بر آن پنج تن پذيرفتن صله و صدقات مستحبى هم حرام است ولى در مورد افراد ديگر بنى هاشم چنين نيست و فقط زكات واجب بر آنان حرام است . اگر بگويى ، چگونه ادعا ميكنى كه قبول كردن صلات بر آن پنج تن حرام است و حال آنكه حسن و حسين عليهما السلام صله معاويه را ميپذيرفتند ميگويم : هرگز ، پناه بر خدا كه آن دو بزرگوار صله معاويه را پذيرفته باشند بلكه آنان بخشى از حقوق خود از بيت المال را كه معاويه به ايشان ميپرداخت ميپذيرفتند . وانگهى حق و سهم ذوى القربى كه در كتاب خدا منصوص است از آن ايشان بوده است و غير از آن هم سهم ديگرى از غنايم اسلام داشتهاند .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 176
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١٧٦