تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
آن شياطين سكونت داشتند و آن چنان كه پنداشته‌اند به جنگ « ذات العلم » معروف است و حديث « غسل دادن جنازه سلمان فارسى » و در نور ديدن زمين و حديث « جمجمه » و نظاير آن را كه جعل كردند . چون بكريه [ طرفداران ابو بكر ] آنچه را كه شيعه انجام دادند ديدند آنان هم در مقابل اين احاديث براى سالار خود احاديثى جعل كردند . نظير حديث « اگر براى خود دوستى برميگزيدم ابو بكر را انتخاب ميكردم » كه آن را در قبال حديث بستن درهاى مسجد وضع كردند كه بدون ترديد اصل آن براى على عليه السلام بوده است و همان را هم بوبكريان براى او نقل كردند و نظير اين حديث مجعول كه پيامبر فرمودند « براى من دوات و كاغذ سپيدى بياوريد تا در آن براى ابو بكر عهدى بنويسم كه در مورد او دو نفر هم اختلاف نكنند » كه آن را در قبال حديثى كه پيامبر ( ص ) در بيمارى خود فرمودند « براى من دوات و كاغذ سپيدى بياريد تا براى شما چيزى بنويسم كه پس از آن هرگز گمراه نشويد » جعل كرده‌اند و همان هنگام هم در محضر رسول خدا با يكديگر اختلاف كردند و گروهى از ايشان گفتند درد بر پيامبر چيره شده است ، كتاب خدا ما را بسنده است . و نظير اين حديث مجعول كه « من از تو راضى هستم آيا تو از من راضى هستى » و امثال آن . چون شيعه آنچه را كه بوبكريان جعل كردند ديدند دامنهء جعل احاديث را گسترده‌تر كردند و حديث حلقه آهنين را كه پنداشته‌اند على عليه السلام در گردن خالد بن وليد پيچانده است و حديث لوحى كه پنداشته‌اند در گيسوان مادر محمد بن حنيفه قرار داشته است و حديث « خالد نبايد كارى را كه به او فرمان داده‌ام انجام دهد » و حديث صحيفه‌اى كه در سال فتح مكه در كعبه آويختند و حديث پيرمردى كه روز بيعت با ابو بكر به منبر رفت و در نتيجه مردم به بيعت كردن با او پيشى گرفتند و احاديث دروغ ديگرى كه مقتضى نفاق و كفر گروهى از بزرگان صحابه و تابعين است جعل كردند و على ( ع ) در اين مورد فروترين طبقات است . بكريه هم مطاعن فراوان در مورد على و دو پسرش به دروغ ساختند و پرداختند . گاهى او را به سست عقلى و گاه به ضعف سياست و گاه به محبت دنيا و حرص بدان نسبت دادند ، و حال آنكه هر دو گروه از اين موارد بى نياز بودند و حال آنكه در فضائل ثابت و