صورت نقل شد ، گفت ابن عمر گرفتار فراموشى شده است پيامبر ( ص ) از كنار گور مردى يهودى عبور فرمود و گفت « همانا اهلش بر او ميگويند و او شكنجه و عذاب مىشود » . همچنين ميگويند عايشه هم چون شنيد آن را انكار كرد و گفت : ابو عبد الرحمان در اين مورد هم مثل خبر گفتگوى پيامبر كنار چاه بدر گرفتار فراموشى شده است كه پيامبر ( ص ) فرموده است « آنان بر او ميگريند و او به گناه و جرم خويش عذاب مىشود » .
ميگويم : گفتهاند اشتباه ابن عمر در مورد خبر چاه بدر هم بدين گونه است كه روايت را اين چنين نقل ميكرده است كه پيامبر ( ص ) كنار چاه بدر ايستاد و فرمود « آيا آنچه را كه پروردگارتان وعده داده بود حق يافتيد » سپس فرمود « آنان هر چه را من به آنان بگويم ميشنوند » . عايشه اين مورد را هم درست ندانست و گفت : پيامبر فرمودهاند « آنان ميدانند چيزى را كه به آنان گفتم همان حق است » همچنين ميگويند عايشه اين گفتار خداوند متعال را شاهد ميآورده كه فرموده است « تو نميتوانى به مردگان سخن بشنوانى » .
اما گروه سوم ، يعنى مردى كه حديثى را كه نسخ شده شنيده و ناسخ آن را نشنيده است ، فراوان اتفاق افتاده است و كتابهاى حديث و فقه آكنده از آن است همچون كسانى كه با استناد به خبرى كه روايت شده است خوردن گوشت خر را مباح دانستهاند و خبر ناسخ آن را نقل و روايت نكردهاند .
اما گروه چهارم ، دانشمندانى هستند كه در علم و راسخ اند ، و اين سخن على ( ع ) كه ميفرمايد « و ممكن است سخنى از پيامبر ( ص ) را نقل كنند كه داراى دو وجه است » كه اين هم در زمره همان گروه دوم است البته جنس آن يكى ولى نوع آن متفاوت است و وهم و غلط جنس است كه انواع مختلفى را شامل است .
بدان كه امير المومنين عليه السلام از ميان همه اصحاب ، كه رضوان خداوند بر ايشان باد مخصوص به جلسات خصوصى و خلوتهايى با رسول خداوند است كه
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 146
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١٤٦