كل شيء مثله فاذا صار كذلك و لم يصلّ شيئا من النافلة اشتغل بالفريضة و لو تلبس بركعة من النافلة زاحم بها الفريضة و وقت نافلة العصر بعد الظهر الى ان يصير ظل كل شيء مثليه و لو خرج و قد تلبس بركعة زاحم بها و الّا فلا و وقت نافلة المغرب بعدها الى ان تذهب الحمرة المغربية و لو ذهبت و لم
شرح
شيء شود .
[ [ مثلًا با شاخص كه محاسبه مىكنيم اندازهء شاخص به اندازهء قامت يك انسان معتدل است آنگاه در مناطق كه وسط ظهر سايهء شاخص به كلى معدوم مىشود آنجا پس از حدوث سايه در ناحيهء مشرق تا زمان صيرورت آن به اندازهء خود شاخص [ هفت پا يا وجب ] و در مناطقى كه سر ظهر سايهء شاخص به نهايت درجهء نقصان مىرسد ولى معدوم نمىشود مثل ايران خودمان در اينجا پس از اينكه سايه شروع مىكند به ازدياد در جانب مغرب از آنجا محاسبه مىشود تا زمان گرديدن سايه به اندازه صاحب سايه كه شاخص باشد ] ] .
مسئلة : كسى كه در اين فاصله كل نافله ظهر را خوانده اين عمل ادائى بوده و بحثى ندارد و كسى كه در اين فاصله اصلًا اقدام به نافله نكرده پس از آن بايد مشغول فريضه شود و حق خواندن نافله ندارد و كسى كه حد اقل يك ركعت از نافله را در اين وقت خوانده ركعت ديگر را از وقت فريضه مىتواند اشغال كند .
وقت نافلهء عصر بعد از خواندن نماز عصر شروع مىشود تا زمانى كه سايه هر چيزى در جانب مشرق به اندازهء دو برابر آن شود [ كه با شاخص محاسبه شد ] و باز همان مسألههائى كه در نافله ظهر گفتيم در اينجا هم مىآيد .
وقت نافله مغرب بعد از فريضه مغرب است تا زمان ذهاب حمرهء مغربيه [ به هنگام غروب آفتاب حمرهاى در جانب مغرب در افق نمايان مىشود كه نام او شفق احمر است آنگاه رفته رفته اين حمره تبديل به رنگ زرد مىشود بنام شفق اصغر و وقت نافله همين آن ذهاب حمره است ] .