تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 57
الفصل الرابع في النفاس و هو الدم الذي تراه المرأة عقيب الولادة او معها و لا حد لاقله نيست چون رحم آلوده است و خون مىبيند ولى به اين خون اعتنا نمىشود و نازل منزلهء پاك است ] . فصل چهارم : ( خون نفاس ) چهارم از موجبات غسل كه مخصوص زنان است نفاس است و پيرامون آن چند بحث داريم . مقدمه : از هنگامى كه بچه در رحم مادر متكون مىشود در تمام مدت نه ماهى كه در رحم بسر مىبرد نياز به غذا دارد و لذا خداوند حكيم خون حيض مادر را قطع نموده و بتوسط ناف آن بچه كه با رگهاى شكم مادر مرتبط است آن خون را تدريجاً به اين بچه مىرساند و هنگامى كه طفل مىخواهد به دنيا آيد آن رگها قطع مىشود و قهراً آن خون از رحم زن يا همراه با طفل و يا دقائقى بعد خارج مىگردد و هنگامى كه آن رگهاى مقطوع التيام پيدا كرد دوباره آن خون قطع مىشود زيرا كه مجراى آن به پستان مادر باز مىشود و خداوند او را به رنگ سفيد در آورده و بنام شير از طريق پستان مادر خوراك طفل مىشود ] . بحث اول : تعريف آن : نفاس آن خونى است كه همراه با خارج شدن جزئى از بچه از شكم مادر و يا پس از تولد بچه بيرون مىآيد [ فرقى ندارد كه بچه كامل الخلقه باشد و يا ناقص پس اگر به صورت مضغه يعنى قطعه گوشتى بيرون آيد همين حكم را دارد ] . بحث دوم : خون نفاس از ناحيه قلّت اندازهء مشخصى ندارد بلكه اگر يك آن هم