تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
و ذوى العاهات و الاكراد و الاستحطاط بعد الصفقة و الزيادة وقت النداء و التعرض للكيل و الوزن مع عدم المعرفة و الدخول على سوم اخيه و ان يتوكل حاضر لبادٍ و تلقى الركبان و حدّه اربعة فراسخ فما دون و يثبت الخيار مع الغبن الفاحش
شرح
10 - معامله با مردمان داراى عيب [ ابرص - جذامى و . . . ] كراهت دارد . 11 - معامله با اكراد كراهت دارد . 12 - مكروه است پس از معامله تقاضاى تخفيف قيمت . 13 - در حراج مكروه است به هنگامى كه صداى دلال به قيمت بلند است هنوز گفتار او تمام نشده كسى بر قيمت بيافزايد بلكه بايد چنان واضح و روشن زيادتى را بگويد كه همه بشنوند . 14 - مكروه است كسى كه كيل كردن و وزن كردن را خوب نمىداند متصدى امر معامله شود . 15 - مكروه است كسى كه در معامله ديگرى داخل شود يعنى قبل از او كسى با صاحب مغازه راجع به فلان پارچه يا ظرف يا غيره بر سر قيمت آن گفتگو دارند و او مىخواهد بخرد امّا قبل از انصراف او از معامله انسان وارد معامله شود و بخواهد خود جنس را خريدارى كند . 16 - و مكروه است كه شخص حاضر و شهرى وكيل مرد باديه‌نشين و روستائى و غريبه باشد . 17 - مكروه است تا كمتر از چهار فرسخ پيش كاروان تجارت رفتن و كالا را در بيابان از آنها خريدن و به شهر آوردن و اگر بيش از چهار فرسخ رود مكروه نيست و اگر براى خريدن از او نباشد بلكه براى هدايت كاروانيان به بازار و كاروانسرا باشد نيز مكروه نيست . مسئلة : اگر مشترى مغبون شده باشد [ كلاه سرش رفته باشد ] اختيار فسخ