و النجش و هو زيادة لزيادة من واطاه البائع و الاحتكار و هو حبس الحنطة و الشعير و التمر و الزبيب و السمن و الملح للزيادة فى الثمن مع عدم غيره و يجبر على البيع و لا يسعر عليه .
شرح
دارد .
18 - مكروه است كسى كه خود خريدار جنس نيست در حضور مشترى و بايع چنان بنمايد كه خريدار است و مال را به بهاى گزاف مىخرد تا مشترى رغبت كند به خريدن و اين كار اسمش نجش است .
19 - احتكار يعنى حبس كردن گندم و جو و خرما و كشمش و روغن و نمك به اميد گرانى كراهت دارد البته اگر شخص ديگرى نباشد كه اينها را عرضه كند به بازار و شخص محتكر مجبور مىشود به فروختن و البته نبايد براى او تعيين قيمت كرد ولى اگر در تعيين قيمت اجحاف كند او را مجبور مىكنند به پائين آوردن قيمت .
آرى همهاش كه نبايد انسان به فكر جمع مال و ثروت افزونتر باشد بلكه بهتر آنست كه بيشتر به فكر سودرسانى به برادران دينى باشد و تقواى الهى پيشه كند كه من يتق اللَّه يجعل له مخرجاً و يرزقه من حيث لا يحتسب .