تعليم القرآن و نسخه و كسب القابلة مع الشرط و ما يأخذه السلطان باسم المقاسمة او الزكاة حلال و ان لم يكن مستحقاً له و جوائز الظالمين حرام ان علمت بعينها و الّا حلت و من امر به صرف مال الى قبيل و عين له لم يجز التعدى
شرح
9 - اجاره دادن حيوان نر براى جهانيدن بر ماده و از اين بابت اجرت گرفتن .
10 - اجرت گرفتن در مقابل تعليم قرآن و نسخهبردارى از آن كه در صدر اسلام چنين بوده كه ورق قرآن در ما بين منبر و ديوار مسجد النبى ( ص ) گذاشته مىشد و هر مرد مسلمانى مىآمد و از روى آن براى خود نسخهبردارى مىكرد كم كم همّتها ضعيف شده و افراد به كسانى پول مىدادند كه آنها از روى قرآن نسخه بردارند .
11 - قابلگى كردن خانمها با شرط اجرت كراهت دارد ولى بدون آن خير .
مسئلة : آنچه را كه سلطان و حاكم بنام مقاسمه و يا به اسم زكات از مردم مىگيرد حلال است چه حاكم عدل و دولت اسلامى باشد كه در رأس آن امام يا فقيه عادل است و حق دارد چنين چيزى را بگيرد و چه دولت ظلم و سلطان ظالم باشد كه مستحق مقاسمه و زكات نيست [ علّامه شعرانى فرموده : مقاسمه مالياتى است كه نسبت به محصول مىگيرند و خراج نسبت به مساحت زمين و مقصود اينجا هر دو است ] .
مسأله : جوائز و هدايائى كه سلطان ظالم به كسى مىدهد از دو حال خارج نيست .
1 - يا يقين دارد كه اين مال حرام است چه به علم تفصيلى و چه اجمالى پس حق ندارد آن را گرفته و مصرف كند .
2 - و يا يقين ندارد بلكه صرفاً احتمال حرمت مىدهد گرفتن و استفاده بلا مانع است .