الى الحلق متعمداً و البقاء على الجنابة متعمداً حتى يطلع الفجر و معاودة النوم بعد انتباهتين حتى يطلع الفجر و هذه السبعة توجب القضاء و الكفارة و يجب القضاء بالافطار بعد الفجر مع ظن بقاء الليل و ترك المراعات مع القدرة عليها و كذا لو اخبره غير ببقاء الليل و قبل الغروب للظلمة الموهمة و لو غلب على الظن دخول الليل و لم يدخل فلا قضاء و تقليد الغير في دخول الليل و لم
شرح
6 - بقاء بر جنابت عمداً تا اذان صبح [ با اينكه بيدار است و مانعى هم ندارد ] .
7 - كسى كه جنب بوده و خوابيده و پيش از اذان دو بار بيدار شده مجدّداً خوابيده اگر براى بار سوّم بخوابد و تا اذان صبح بيدار نشود در همه اين موارد هم قضا و هم كفاره لازم است .
و امّا دسته دوّم : امورى كه تنها موجب قضا مىشوند نه كفاره عبارتند از :
1 - اگر كسى به گمان اينكه هنوز صبح نشده [ طلوع فجر صادق ] چيزى بخورد و بعداً بفهمد كه آن موقع اذان گفته بودند يا شروع به اذان كرده بودند بايد قضا كند .
2 - اگر شخصى به انسان خبر دهد كه هنوز شب است [ و اذان صبح شروع نشده ] و او چيزى بخورد يا بنوشد بعداً بفهمد كه آن موقع شب تمام شده بود بايد روزهء آن روز را قضا كند ولى كفاره ندارد .
3 - اگر نزديك غروب هوا تاريك شود و روزهدار به گمان اينكه شب شده روزهاش را افطار كند و بعداً بفهمد كه هنوز شب داخل نشده بود بايد روزهء آن روز را قضا كند .
مسأله : اگر شخص روزهدار ظنّ غالب [ اطمينان كه حجّت عقلائى است ] پيدا كرد به اينكه شب فرارسيده و افطار نمود سپس معلوم گشت كه آن موقع شب نبوده روزهاش صحيح است و قضا و كفاره ندارد .
4 - اگر روزهدار به تقليد از ديگرى [ در فرارسيدن شب ] افطار كرد و بعداً