و الضيف اذا كان سفرهما مباحا و يعتبر في المستحقين الايمان غير المؤلفة و يعطي اولاد المؤمنين و لو اعطى المخالف مثله اعاد مع الاستبصار و ان لا يكونوا واجبي النفقة عليه من الابوين و ان علو و الاولاد و ان نزلوا و الزوجة
شرح
2 - ميهمان كردن مسافران غنى هم از زكات جايز است البته مشروط بر اينكه اين دو كس سفرشان مباح باشد پس اگر سفرشان معصيت بود از سهم ابن السبيل محرومند .
و امّا شرائط مستحقين : گيرندگان زكات كه هشت صنف شدند در صورتى كه داراى شرائط ذيل باشند مىتوان به آنها زكات داد و اگر نه نه :
1 - ايمان يعنى شيعه دوازده امامى باشند پس به كفّار و مخالفين زكات تعلّق نمىگيرد و لو فقير باشند مگر در خصوص مؤلفة قلوبهم كه در آنجا ايمان شرط نيست [ چون غرض از دادن زكات به آنها و تأليف قلوبشان عبارتست از اينكه به مسلمانها در جهاد با كفار كمك كنند و اين غرض بدون ايمان هم حاصل مىشود ] .
مسأله : اطفال مؤمنين كه هنوز به سن تكليف نرسيدهاند از نظر احكام شرعى تابع خود مؤمنين هستند پس به آنها هم مىتوان زكات داد از سهم فقرا و . . . [ كما اينكه اطفال كفار تابع كفار بوده و به آنها نتوان زكات داد ] .
مسأله ديگر : اگر مخالف [ سنى مذهب ] زكات مالش را به هم مذهب خود يعنى سنى ديگر بدهد مجزى نيست و هنگامى كه مستبصر شد يعنى به مذهب حقّه جعفرى در آمد بايد اعاده كند .
2 - گيرنده زكات واجبالنفقه انسان زكاتدهنده نباشند پس اگر واجبالنفقه بوده بر شخصى واجب است كه او را تأمين كند و حق ندارد از باب زكات به او بدهد و در حقيقت چنين كسى فقير و مسكين نيست افراد واجبالنفقه عبارتند از :
الف : پدر و مادر انسان [ اگر فقير باشند ] چه دانى و چه عالى و چه اعلى [ پدر و مادر خودش ، پدر و مادر پدر و مادرش جد و جدّهء پدر و مادرش و . . . اگر چه مثلًا جدّ