الاوّل ما لا حكم له و هو من نسى القراءة حتى ركع او الجهر و الاخفات او تسبيح الركوع او طمانينته حتى ينتصب او رفع الراس منه
شرح
مطلقا . . . [ نكته : از اينجا معلوم مىشود كه به نظر جناب علامه ره شرطيت اباحه مكان و طهارت ساتر و طهارت مسجد از شرائط علميه و ذكريه هستند يعنى اگر علم به موضوع و حكم دارد و ملتفت هم هست بايد رعايت كند پس اگر عالم بود ولى فراموش كرده و تخلف نمود نماز صحيح ست و كذا اگر جاهل بود ولى شرطيت طهارت و وقت و قبله از شروط واقعى هستند يعنى در واقع و نفس الأمر بايد عمل مصلّى واجد اين شروط باشد چه بداند يا نداند چه فراموش بكند يا خير نظير احكام واقعيه و احكام علميه ] .
آنچه تا به حال گفتيم احكام خلل سهوى در اركان بود و امّا اگر آن جزء منسى غير ركنى باشد مثلًا قرائت را فراموش كرده يا ذكر ركوع را يا تشهد را و يا يك سجده را و . . . در اينجا مسأله سه صورت پيدا مىكند :
صورت اوّل : برخى از اجزاء فراموششدهء غير ركنى هيچ حكمى ندارند يعنى نه مبطل نماز هستند و نه موجب سجدهء سهو و نه اعادهء خود آن جزء و آنها عبارتند از :
1 - اگر قرائت را فراموش نمود تا به حدّ ركوع رسيد به اين نسيان اعتنا نكرده نماز را ادامه دهد .
2 - اگر حمد و سوره را خواند ولى قبل از ركوع ملتفت شد كه در موضع جهر اخفات و يا در موضع اخفات جهر خوانده بازهم به نسيان جهر و اخفات اعتنا نكند .
3 - اگر پس از سر برداشتن از ركوع ملتفت شد كه ذكر ركوع را فراموش كرده و يا ذكر گفته ولى طمأنينه و آرامش بدن را فراموش كرده و يا هر دو را فراموش كرده بازهم اعتنا نكند نماز صحيح است .