و در جايگاه تربت سيّد ، عليه السّلام ، اختلاف كردند . بعضى گفتند كه : در مسجد بايد كردن ، و بعضى گفتند : در گورستان ، تا بعد از ان أبو بكر ، رضى اللّه عنه ، گفت كه : من از سيّد ، عليه السّلام ، شنيدم كه مىگفت :
ما قبض نبىّ إلّا [ 1 ] دفن حيث يقبض .
گفت : هيچ پيغمبرى نبوده است إلّا كه وى هم آنجا كه قبض روح وى كردهاند ، او را هم آنجا دفن كردهاند . پس چون أبو بكر اين چنين بگفت ، هم در حجره ، آنجا كه فراش سيّد ، عليه السّلام ، افگنده بودند ، فراش وى برگرفتند و تربت وى فرو بردند .
و عايشه ، رضى اللّه عنها ، گفت : آخر وصيّتى كه پيغمبر ، عليه السّلام ، بكرد آن بود كه گفت :
لا يترك بجزيرة العرب دينان .
گفتا : دو دين در جزيرهء عرب رها نبايد كردن كه باشد ، يعنى جز دين إسلام در ميان عرب نشايد ورزيدن ، و ترسا و يهود رها مكنيد كه در ولايت عرب مقام سازند .
محمّد بن إسحاق رحمة اللّه عليه ، مىگويد كه :
چون سيّد ، عليه السّلام ، وفات يافت ، بلا و مصيبت بر مسلمانان بزرگ شد ، و جهودان سر برافراشتند و ترسايان خرّمى كردند ، و أهل نفاق ردّت گرفتند [ 2 ] و عرب خواستند كه مرتد شوند ، تا حق تعالى فضل كرد بر مسلمانان ، و أبو بكر را خليفهء ايشان كرد و كار إسلام به وى منتظم شد ، و تفرقه * [ و ] اختلاف از ميان مسلمانان برداشت و أهل بدعت از روى زمين
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل و ساير نسخ : النبى قط الا .
[ ( 2 - ) ] مج : و اهل نفاق خرمى كردند و قوت گرفتند .