تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 1103

مساهمون:

ص١١٠٣
باز آمديم بحديث رنجورى سيّد ، عليه السّلام . عايشه ، رضى اللّه عنها ، حكايت كرد و گفت كه : چون زنان پيغمبر وى را دستورى دادند كه در خانهء من باشد ، رنجورى در وى أثر كرده بود . چون خواست كه بحجرهء من آيد ، عصابه بر سر ببست و دستى بر دوش على افگند و دستى بر دوش فضل بن عبّاس ، رضى اللّه عنهما ، و خود پاى در زمين مىكشيد ، تا آن وقت كه در خانهء من آمد . پس چند روز ديگر برآمده بود و رنجورى بر وى دراز شده بود [ 1 ] ، روزى گفت : هفت مشك آب از هفت چاه [ 2 ] مختلف بخواهيد و بر من فروريزيد ، تا به مسجد روم و مردم را وصيّتى كنم . برفتند و هفت مشك از هفت چاه [ 2 ] مختلف بياوردند ، و سيّد را ، عليه السّلام ، باز نشاندند و آن آبها بر وى ريختند ، و بعد از ان گفت : بس بس ، جامه بخواست و در پوشيد و عصابه بر سر بست ، و او را به مسجد درآوردند و بر منبر رفت و روى بصحابه آورد و گفت : إنّ عبدا من عباد اللّه [ 3 ] ، خيّره اللّه بين الدّنيا و بين ما عنده [ 4 ] ، فاختار ما عند اللّه [ 5 ] . گفت : حق تعالى بنده‌اى از بندگان خداى تعالى مخيّر گردانيد ميان دنيا و آخرت و ميان مرگ و لقاى حق ، * و او مرگ و ديدار حق اختيار كرد بر دنيا و آخرت . أبو بكر ، رضى اللّه عنه ، بدانست كه سيّد ، عليه السّلام ، اين سخن از بهر خود مىگويد ، و وفات وى نزديك است ، آنگاه بگريست و گفت [ 6 ] :
هامش
[ ( 1 - ) ] مج : بر وى گران‌تر شد . [ ( 2 - ) ] در اصل و ساير نسخه‌ها : خانه ، و بمتابعت از متن عربى ج 4 ص 299 از مج نقل شد . [ ( 3 - ) ] در اصل : عباد اللّه تعالى . [ ( 4 - ) ] در اصل و ووستنفلد : بين الدنيا و الاخرة و بين ما عنده . [ ( 5 - ) ] در اصل : ما عند اللّه عز و جل . [ ( 6 - ) ] مج : اين سخن خود را مىگويد . . . نزديك شده است پس بگريه افتاد و گفت .