به من داد و گفت : اين عصا بستان و نگاه مىدار . من آن عصا برگرفتم و از پيش پيغمبر ، عليه السّلام ، بيرون آمدم ، و آن عصا در دست داشتم و مردم [ 1 ] مرا مىگفتند كه : اين عصا چيست كه دارى ؟ و من مىگفتم كه : عصائى است كه پيغمبر ، عليه السّلام ، به من داده است و گفته است كه آن را نگاه دارم ، مرا مىگفتند كه باز نگردى به خدمت وى كه بازپرسى از وى كه اين عصا از بهر چه دارى و از بهر چه به تو داد ؟ من باز گرديدم و گفتم : يا رسول اللّه ، اين عصا از بهر چه به من دادى ؟ گفت :
آية بينى و بينك يوم القيامة
[ 2 ] .
گفت : اين نشانهاى است ميان من و تو كه در قيامت پيدا شود ، بعد از ان گفت :
إنّ أقلّ النّاس المتخصّرون يومئذ [ 3 ] .
گفت : اندكترين مردم در قيامت ايشان باشند كه عصا فرو زده باشند .
عبد اللّه گفت : من آن عصا با خود نگاه مىداشتم ، و چون از دنيا مىرفت . وصيّت كرد كه آن عصا در كفن وى نهادند . و عبد اللّه بن أنيس ، در حقّ آنكه وى خالد بن سفيان بقتل آورد ، اين چند بيت بگفته است ، رضى اللّه عنه .
بيت
تركت ابن ثور كالحوار و حوله * نوائح [ 4 ] تفرى كلّ جيب مقدّد
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : مردم را ، و بر طبق ساير نسخ ضبط شد .
[ ( 2 - ) ] در اصل : بخلاف متن عربى ج 4 ص 268 : آية من آيات اللّه تعالى بينى و بينك يوم القيمة
[ ( 3 - ) ] در اصل : المحصرون فى القيامه .
[ ( 4 - ) ] در اصل : توالح .