تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 895

مساهمون:

ص٨٩٥
مصراع بگفت و به وى فرستاد . ابن الزّبعرى برخاست و باز مكّه آمد و مسلمان شد . و اين مصراع بود : شعر
لا تعد من رجلا أحلّك بغضه * نجران فى عيش أحذّ لئيم [ 1 ]
معنى آنست كه : چرا تجاوز مىنمائى از حكم مردى ، يعنى محمّد ، عليه السّلام ، كه خشم وى ترا به نجران فرود آورده است و از خان و مان ترا برانداخته است ، و از اين سبب عيش بر تو منغّص شده است و ذلّ و هوان بر تو راه يافته است ، اكنون برخيز و بيا و خود را چندين مرنجان كه چون بيامدى * وى ترا زينهار دهد و از سابقه قلم عفو دركشد . پس چون ابن الزّبعرى اين دو مصراع برخواند ، آرام و قرار از وى برفت و در نجران سكون نتوانست نمودن ، برخاست و باز مكّه آمد و مسلمان شد . و چون مسلمان شده بود ، از بهر عذر گذشته در مدح پيغمبر ، عليه السّلام ، اين چند بيت بگفت : بيت
يا رسول المليك إنّ لسانى * راتق ما فتقت إذ أنا بور [ 2 ] إذ أبارى الشّيطان فى سنن الغ - * ىّ و من مال ميله مثبور
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : لتميم . [ ( 2 - ) ] در اصل : رافق ما ققت اذاب تابور .