تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 857

مساهمون:

ص٨٥٧
اين را مىگفت تا وى را بكشتند . بعد از ان از أصحاب پيغمبر ، عليه السّلام ، يكى بود كه نام وى ثابت ابن أقرم العجلانى [ 1 ] بود ، برفت و علم برگرفت و لشكر إسلام را گفت : به يكى اتّفاق كنيد كه أمير لشكر باشد . پس او را گفتند : تو أمير باش . گفت : من لايق أميرى نيستم . پس اتّفاق كردند و خالد بن الوليد أمير لشكر كردند ، و خالد در ميان لشكر بود . پس خالد علم برگرفت ، و چون خالد علم برگرفته بود ، كافران از چهار گوشهء مسلمانان برآمده بودند و مسلمانان در ميان گرفته بودند و خواستند كه همه را بكشند ، آن وقت خالد روى در ايشان نهاد همچون شير غرّان ، و از اين جانب مىزد و از آن جانب مىزد ، تا آن وقت كه كافران بهزيمت كرد و مسلمانان را از ميان كافران بيرون آورد . و در حال كه اين واقعه بر لشكر إسلام افتاده بود ، سيّد ، عليه السّلام ، * در مدينه صحابه را از ان خبر باز داده بود و ايشان را گفت : زيد حارثه علم برگرفت و جنگ مىكرد تا وى را بكشتند ، و بعد از وى جعفر أبى طالب علم برگرفت و جنگ مىكرد تا وى را نيز بكشتند ، پس ساعتى خاموش شد [ 2 ] 139 و ديگر باره گفت : عبد اللّه بن رواحه علم برگرفت و جنگ مىكرد تا وى را نيز بكشتند ، و بعد از ان ايشان را هر سه ديدم در بهشت كه بر تخت زرّين نشسته بودند ، و تخت عبد اللّه 140 ديدم كه از ان ايشان [ 3 ] نازل‌تر بود ، پرسيدم كه چرا تخت عبد اللّه چنين است ؟ گفتند : اين قدر تفاوت از بهر آنست كه چون علم برگرفت و بجنگ كافران مىرفت ، نفس وى تردّدى بنمود . و سيّد ، عليه السّلام ، چون اين سخن گفته بود ، برخاست و بخانهء جعفر شد و زن وى را گفت : فرزندان جعفر پيش من آور ، زن جعفر در آن
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : العجلى ، و در متن عربى ج 4 ص 21 : أخو بني العجلان . [ ( 2 - ) ] در اصل : تا وى را نيز بكشتند و بعد از ان ايشان را هر سه ديدم پس ساعتى خاموش شد ، و از ساير نسخ متابعت شد . [ ( 3 - ) ] روا : كه پاره‌اى از ان ايشان .