يعنى اى أبو بكر ، تو دوست ندارى كه بسبب آنكه تو از وى خشم فرو برى [ 1 ] و جرم وى را عفو كنى و نفقه و شفقت و تيمار داشت از وى باز نگيرى ، حق تعالى ترا بيامرزد و بر تو رحمت كند ؟ وى گفت : عهد كردم با خداى تعالى كه تا من زندهام نفقه و تيمار داشت و از مسطح باز نگيرم . پس أبو بكر ، رضى اللّه عنه ، بقاعدهء ما تقدّم ، تيمار داشت مسطح مىفرمود و نفقه از وى باز نگرفت .
و صفوان يك روز از پيش حسّان بن ثابت باز آمد و شمشير داشت و بر حسّان بن ثابت زد و او را مجروح كرد ، و صفوان آن حركت از بهر آن كرد كه حسّان شعرى گفته بود و بتعريض هجو صفوان در ان گفته بود و در حديث إفك او را رنجانيده بود . پس چون صفوان حسّان را مجروح كرده بود ، ثابت بن قيس بن شمّاس برجست و صفوان را بگرفت و به خانه مىبرد [ تا قصاص حسّان از وى باز كند [ 2 ] ، عبد اللّه بن رواحه بديد [ 3 ] كه او را مىبرد ] گفت [ 4 ] : چرا صفوان بگرفتهاى ؟ گفت : شمشيرى به حسّان ابن ثابت زده است ، وى را مىبرم كه قصاص رانم [ 5 ] . عبد اللّه بن رواحه گفت : سيّد ، عليه السّلام ، از اين [ حال ] خبر هست يا نه ؟ گفت : نه .
آنگاه عبد اللّه بن رواحه گفت : صفوان دست باز دار و هر دو به خدمت سيّد ، عليه السّلام ، رويد ، تا وى چه مىفرمايد . أوّل ثابت بن قيس به خدمت سيّد ، عليه السّلام ، رفت و أحوال بگفت ، بعد از ان حسّان و صفوان
هامش
[ ( 1 - ) ] ساير نسخ : فروخورى .
[ ( 2 - ) ] در متن عربى ج 3 ص 318 : أن ثابت بن قيس بن الشماس وثب على صفوان ابن المعطل ، حين ضرب حسان ، فجمع يديه الى عنقه بحبل ، ثم انطلق به الى دار بنى الحارث بن الخزرج .
[ ( 3 - ) ] در مغازى واقدى ( ج 2 ص 436 ) بجاى عبد اللّه بن رواحه ، عمارة بن حزم ، آمده است .
[ ( 4 - ) ] در اصل : گفتند ، و بر طبق ساير نسخ ضبط شد .
[ ( 5 - ) ] روا : كه قصاص از وى باز كنم .