تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 724

مساهمون:

ص٧٢٤
ركوع كردم [ 1 ] ، آنگاه گفتم : بحرمت آن خدائى كه محمّد را براستى بخلق فرستاد كه اگر نه آن بودى كه پيغمبر ، عليه السّلام ، مرا بحراست بلشكر فرستاده است كه اگر مرا هزار تير برش آمدى [ 2 ] نماز نبريدمى تا جان داشتمى . پس سيّد ، عليه السّلام چون از غزو ذات الرّقاع باز گرديد و باز مدينه آمد ، بقيّت جمادى الأولى و جمادى الآخره و رجب مقام كرد و بعد از ان بغزو بدر الآخره بيرون آمد . و اين غزو از بهر آن ذات الرّقاع گويند كه سيّد ، عليه السّلام ، چون به نخله رسيد ، در زير درختى فرو آمده بود كه آن را ذات الرّقاع گفتندى . و بروايتى ديگر گويند كه : اين غزو از براى آن ذات الرّقاع گفتندى كه علمهاى پيغمبر ، عليه السّلام ، جمله از مرقّع [ 3 ] كرده بودند .

غزو چهاردهم بدر الآخره

محمّد بن إسحاق گويد ، رحمة اللّه عليه ، كه : اين غزو در ماه شعبان [ 4 ] بود ، و سيّد ، عليه السّلام ، از جهت غزو قريش بيرون آمد ، و سبب آن بود كه : أبو سفيان ، چون از أحد باز مىگرديد ، مسلمانان را گفته بود كه آينده سال بايد كه هم بدين وقت ساز جنگ ساخته باشيد . و چون از موسم درآمد [ سيّد ، صلّى اللّه عليه و سلّم ] لشكر ساخت و هم بر آن ميعاد سبق نمود و بغزو قريش بيرون شد تا به بدر رسيد ، و آن جايگاه فرود آمد . و أبو سفيان نيز همچنان لشكر جمع كرده بود و از مكّه بيرون آمده بود ، و ليكن چون بشنيد كه سيّد ، عليه السّلام ، لشكر كرده است و به بدر فرود آمده است ، او را انديشه افتاد و از آن منزل پيش نيارست آمدن و هم از آن
هامش
[ ( 1 - ) ] روا : + و ترا خبر دادم . [ ( 2 - ) ] ايا : زدندى . پا : بر تن آمدى . [ ( 3 - ) ] ايا و پا : از جامهء مرقع . دربارهء وجه تسميهء اين غزو و اسامى ديگر آن رجوع شود به حاشيهء ص 214 ج 3 متن عربى . [ ( 4 - ) ] در متن عربى ج 3 ص 220 ، سال چهارم و در واقدى ( ج 1 ص 384 ) ، ذى القعدهء سال چهارم .
سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 724 | قاضى ابرقوه