تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 676

مساهمون:

ص٦٧٦
بكردند و سيّد ، عليه السّلام ، گفت : إنّه لمن أهل الجنّة [ 1 ] ، گفت : وى از أهل بهشت است . أبو هريره ، رضى اللّه عنه ، هر گاه كه با جماعتى بنشستى گفتى كه : مرا خبر دهيد به يكى كه وى هيچ نماز نكرده است و بهشتى است ؟ ايشان گفتندى : ما نمىدانيم . أبو هريره گفتى : أصيرم بن عبد الأشهل ، و بعد از ان حكايت با ايشان * بگفتى . 101 و روز أحد ، چون از غزو فارغ شدند ، هند كه زن أبو سفيان بود با زنان ديگر [ 2 ] از كفّار در ميان آن كشتگان مىگرديدند و مسلمانان را مىنگرستند و مثله مىكردند و گوش و بينى ايشان مىبريدند و [ 3 ] خلخالها و گردن‌بندها مىساختند و بر گردن و پايها و دستهاى خود مىبستند و شماتت مىنمودند تا آن وقت كه بسر حمزه افتادند و وى را نيز مثله كردند ، و هند برفت و شكم حمزه ، رضى اللّه عنه ، بشكافت و جگر وى بيرون آورد و پاره‌اى از ان در دهان نهاد و بخائيد و فرو نتوانست بردن ، و بعد از ان بدر آورد و بينداخت . و هر زينت و زيور كه به وى بود ، آن روز از خود [ 4 ] باز كرد و به وحشىّ داد . و چون اين حركتها كرده بودند ، بر بالائى رفت [ 5 ] و آواز برآورد و اين شعرها بگفت و إظهار حصول تشفّى [ 6 ] و انتقام از ان مسلمانان در ان بنمود .
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : هو من اهل الجنة . [ ( 2 - ) ] روا : هند كه زن ابو سفيان بود و مادر معاويه بود و جدهء يزيد بود ، ملعون ، با زنان ديگر . [ ( 3 - ) ] روا و ايا : مىبريدند و از ان . [ ( 4 - ) ] روا : جمله از خود . [ ( 5 - ) ] متن عربى ج 3 ص 97 : علت على صخرة مشرفة . [ ( 6 - ) ] در اصل : اظهار حصول و سعى ، و بر طبق روا و پا ضبط شد .