خواهيم ، و از اين نوبت چنان مجرّد نرويم ، بلكه زنان * با خود ببريم و ايشان را در روى مصاف باز داريم تا به هيچ حال از لشكر محمّد پشت ندهيم ، يا جمله سر بنهيم و اگر نه به يك بار انتقام خود بازخواهيم . أبو سفيان گفت : نيكو مىگوئيد . پس بازرگانان كه در مكّه بودند پيش خود خواند و أحوال با ايشان بگفت و مال و مدد و إستظهار از ايشان بطلبيد . بازرگانان در ان رغبتى عظيم بنمودند [ و ] گفتند : اگر مالهاى ما همه بذل بايد كردن بكنيم تا شما كينهء خود از محمّد و أصحاب وى باز خواهيد . بعد از ان توزيع كردند و مال بسيار جمع شد ، و به پيش أبو سفيان و سروران قريش آوردند . و حق تعالى ، در حقّ بازرگانان كه كافران قريش يارى دادند بمال ، اين آيتها فرو فرستاد ، قوله تعالى :
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ لِيَصُدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ فَسَيُنْفِقُونَها ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ يُغْلَبُونَ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلى جَهَنَّمَ يُحْشَرُونَ
[ 1 ] .
پس اين مالها را جمله جمع كردند ، [ و ] قريش عزم لشكر انگيختن مصمّم كردند و اين مالها جمله بلشكر صرف مىكردند و برگ [ 2 ] و ترتيب و شوكت ايشان راست مىكردند ، و هر عدّهاى كه به كار مىبايست بساختند [ 3 ] . و چون ترتيب كردند لشكر مكّه بعد از ان از قبائل عرب ، كه در حوالى مكّه بودند ، يارى خواستند و مدد و نفقهء ايشان بدادند و هر استظهارى كه ايشان [ را ] به كار مىبايست بفرستادند . و چون از لشكر كردن [ 4 ] فارغ شدند ، محملها بساختند و زنان در ان نشاندند و از مكّه بيرون آمدند و روى در مدينه
هامش
[ ( 1 - ) ] انفال ، 36 .
[ ( 2 - ) ] روا و ايا : نزل .
[ ( 3 - ) ] ط : و هر چه از اسباب حرب به كار مىبايست بكردند .
[ ( 4 - ) ] ايا : لشكر گرد كردن . ط : از جمع لشكر .