تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 645

مساهمون:

ص٦٤٥
و ما سرّنى أنّى قتلتك طائعا * و أنّ لنا [ 1 ] ما بين بصرى و مأرب

[ غزو دهم غزو أحد بوده است 91

] محمّد بن إسحاق گويد ، رحمة اللّه عليه ، كه : چون واقعهء بدر بيفتاد و سروران قريش كشته شدند و بعضى أسير شدند و لشكر قريش باز مكّه شدند و أسيران خود باز خريدند ، و از كار ايشان فارغ گشتند ، و جماعتى از أشراف قريش كه پدران و برادران ايشان بقتل آورده بودند ، چون عبد اللّه بن أبى ربيعه [ 2 ] ، و عكرمة بن أبى جهل ، و صفوان بن أميّه برخاستند و جماعتى ديگر از معاريف قوم با خود ببردند و به پيش أبو سفيان بن حرب آمدند و او را گفتند : اى أبو سفيان ، ترا معلومست كه قوم قريش از بهر تو و اين جماعت بازرگانان كه با تو بودند از مكّه بيرون آمدند و بجنگ محمّد شدند ، و اين واقعه بر ايشان افتاد ، و آنچه مهتر و بهتر قوم بودند جمله بقتل آمدند و ما را بعد از هلاك ايشان چه لذّت و عيش باشد ، يا در ميان عرب [ ما را [ 3 ] ] چه رونق و ناموس بازماند ؟ و اگر ما انتقام اين كار نخواهيم ، چنان اوليتر باشد كه خود را زنده در گور كنيم . أبو سفيان گفت : اكنون بگوييد تا چه مىبايد كردن تا بكنيم . گفتند : صواب آنست كه اين بازرگانان كه با تو بودند ما را بمال يارى دهند [ 4 ] تا ما هر لشكرى كه در مكّه است ترتيب كنيم و عدّهء ايشان سازيم ، و از ديگر قبايل عرب كه در حوالى مكّه مقام دارند مدد خواهيم و لشكر زيادت طلبيم ، تا ما را ازين استظهار و شوكت حاصل شود ، باشد كه بجمهور روى در مدينه نهيم تا انتقام اين كار باز
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : ان الما . [ ( 2 - ) ] در اصل : عبد اللّه بن الربيع . [ ( 3 - ) ] از روا نقل شد . [ ( 4 - ) ] روا : ما را به يارى آيند و بمال مدد دهند .
سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 645 | قاضى ابرقوه