تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
مغيره مرا پيش خود بردند [ و بنى عبد الأسد پسرم را به پيش خود بردند . و أبو سلمه خود تنها هجرت كرد ] و من جدا بماندم از شوهر و فرزند ، نه پسر را مىديدم و نه پدر را ، تا سالى چنان بنشستم و شب و روز مىگريستم و هر روز برخاستمى و بسر راه رفتمى و مىگريستمى و از هر كس كه از صوب مدينه آمدى خبر أبو سلمه پرسيدمى ، تا چون سالى برآمد و حال بر من چنان ديدند ، مرا دستورى دادند و پسر مرا بياوردند و برخاستم و به مدينه هجرت كردم . 55 و بعد از أبو سلمه [ 1 ] كسى كه هجرت كرد عامر بن ربيعه بود . و بعد از وى عبد اللّه بن جحش بود ، و وى با أهل و عيال و أهل بيت هجرت كرد ، چنان كه خانهء وى در بسته شد . و روزى عتبة بن ربيعه ، و عبّاس بن عبد المطّلب ، و أبو جهل بن هشام بر بالاى كوه أبو قبيس رفته بودند ، چون در نگرستند خانهء عبد اللّه بن جحش ديدند كه در بسته بود و هيچ كس در آنجا نمىگنجيد [ 2 ] ، عتبة بن ربيعه نفسى سرد بركشيد و اين بيت بگفت :
و كلّ دار و إن طالت سلامتها * يوما ستدركها النّكباء و الحوب
* و بعد از ان گفت : دريغا كه سراى عبد اللّه بن جحش هيچ كس درش نماند . أبو جهل گفت : چه غم مىخورى ، اين مشتى سرگشتگان رها كن ، تا آواره بباشند و نام ايشان در جهان نيست شود . پس بعد از ايشان ، صحابه روى در نهادند و قوم قوم و گروه گروه مىرفتند با زن و فرزند و أهل و عيال ، و بعضى مجرّد و بى زن . و أسامى ايشان كه هجرت مىكردند به ترتيب در سيرت مذكور است [ 3 ] . و برادر عبد اللّه بن جحش ، در مدح قوم خود كه بجملگى هجرت نمودند ، اين چند بيت بگفت ، و نام وى
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : بعد از ان ابو سلمه . [ ( 2 - ) ] ايا : جنبيد . [ ( 3 - ) ] متن عربى ج 2 ص 115 تا 118 .
سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 451 | قاضى ابرقوه