تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠

باب بيست و يكم در هجرت صحابه رضوان اللّه عليهم أجمعين

محمّد بن إسحاق گويد ، رحمة اللّه عليه ، كه : چون سيّد ، عليه السّلام ، صحابه را دستورى داد كه به مدينه هجرت كنند ، اوّل كسى كه هجرت كرد أبو سلمة بن [ عبد ] الأسد بود . و اين أبو سلمه اوّل هجرت به حبشه كرده بود و باز مكّه آمده بود و ديگر به مدينه هجرت كرد . * و حكايت هجرت وى به مدينه چنان بود كه امّ سلمه حكايت كرد و گفت : چون أبو سلمه هجرت مىكرد به مدينه مرا به اشترى برنشاند با پسرم . و امّ سلمه در آن وقت زن أبو سلمه بود ، چون وى وفات يافت ، پيغمبر ، عليه - السّلام ، او را باز نكاح خود آورد . و وى گفت : چون أبو سلمه مرا [ و پسرم را [ 1 ] ] برنشاند ، بنى مغيره ، كه قبيله و خويشاوندان من بودند ، بيامدند و زمام اشتر من بگرفتند و أبو سلمه را گفتند : اگر تو هجرت مىنمائى ، تو برو كه ما او را نمىگذاريم كه تو او را ببرى ، آنگاه مرا از اشتر فرود آوردند و با أبو سلمه خصومت در پيوستند . بنى عبد الأسد كه قبيلهء أبو سلمه بودند ، ايشان را خبر شد ، بيامدند [ 2 ] و با قوم خصومت كردند ، آنگاه ايشان گفتند كه : چون شما [ را ] حكم مادر مىرسد كه از دنبالهء شوهر نگذاريد ، ما را نيز حكم فرزند مىرسد كه از مادر مىستانيم ، پس بخصومت در آمدند و پسرم سلمه بكشاكش درافگندند ، از بس كه او را مىكشيدند ، از اين جانب و از آن جانب ، دستهاى وى برهانيدند و بعاقبت بنى -
هامش
[ ( 1 - ) ] از روا و ط نقل شد . [ ( 2 - ) ] روا و ط : + از پشتى ابو سلمه در آمدند و .
سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 450 | قاضى ابرقوه