تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨

باب هشدهم [ 1 ] در رفتن پيغمبر عليه السّلام بجانب طائف كه نصرت از قوم ثقيف طلبد

محمّد بن إسحاق گويد ، رحمة اللّه عليه ، كه : چون أبو طالب از دنيا مفارقت كرد ، كافران قريش دلير شدند و آنچه در حيات وى نمىيارستند [ كردن [ 2 ] ] آن وقت دست برآوردند و در عداوت سيّد ، عليه السّلام ، مظاهرت نمودند . آنگاه سيّد ، عليه السّلام ، تنها برخاست و قصد طائف كرد ، تا از قبيلهء ثقيف نصرت و يارى طلبد . و رئيسان ثقيف سه برادر بودند : عبد ياليل [ 3 ] بن عمرو بن عمير ، و مسعود بن عمرو بن عمير ، [ و حبيب بن عمرو بن عمير ] . پس چون سيّد ، عليه السّلام ، به طائف رفت و ايشان را به راه حقّ دعوت كرد و نصرت دين و قيام بر أمر إسلام ازيشان طلبيد و بعد از ان ، ايشان دعوت سيّد ، عليه السّلام ، قبول نكردند و التماس وى را مبذول * نداشتند و جوابهاى موحش باز دادند ، يكى از آن هر سه برادران گفت : خانهء [ 4 ] كعبه من خراب كنم ، اگر تو رسول خدائى . و ديگرى گفت : خداى تعالى يكى ديگر نمىتوانست فرستادن كه او را لشكرى بودى ، تا ترا تنها بفرستاد بىمددى و يارى ؟ و يكى ديگر گفت : اگر تو رسول خدائى ، قدر تو از ان بزرگتر باشد كه من با تو سخن
هامش
[ ( 1 - ) ] ايا : هژدهم . [ ( 2 - ) ] از ساير نسخ نقل شد . [ ( 3 - ) ] در اصل : عبد الوائل . [ ( 4 - ) ] كذا در جميع نسخ فارسى و در متن عربى ج 2 ص 61 : هو يمرط ثياب الكعبة .
سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 418 | قاضى ابرقوه