باب شانزدهم
در معراج پيغمبر ما صلوات اللّه عليه
محمّد بن إسحاق گويد ، رحمة اللّه عليه :
حديث معراج به چند روايت بياوردهاند و همه ياد خواهم كرد :
روايت نخستين از ان عبد اللّه بن مسعودست ، رضى اللّه عنه ، كه وى گفت :
سيّد را ، عليه السّلام ، در شب معراج براق بياوردند ، و اين براق آن بود كه پيغمبران ديگر ، عليهم السّلام ، بر ان مىنشاندند پيش از سيّد ، عليه السّلام ، و هر گامى كه برداشتى چند آن [ 1 ] بودى كه منتهاى بصر وى بودى [ 2 ] . پس چون سيّد ، عليه السّلام ، در مكّه بود و اين ماجراها و حكايتها كه ياد كرده شد ، كه وى را با قريش افتاده بود ، و اسلام در جملهء قبايل عرب و جملهء قبايل قريش كه در مكّه بودند فاش شده بود ، و إنكار كفّار [ 3 ] قريش و عداوت ايشان با سيّد ، عليه السّلام ، بغايت كشيده بود ، حق تعالى زيادت كرامت مؤمنان را و زيادت بلا و رنج كافران را و تمامت شرف و منزلت پيغمبر را ، عليه السّلام ، وى را مقام أسرى داد ، و به يك شب وى را از مكّه به بيت المقدس رسانيد ، و عجايبهاى آسمان و زمين او را بنمود ، و صد و بيست و چهار هزار پيغمبر بياورد و حاضر كرد ، تا پيغمبر ، عليه السّلام ، با
هامش
[ ( 1 - ) ] ايا و پا : چنان .
[ ( 2 - ) ] روا و ط : و هر گامى كه برداشتى آنجا كه منتهاى بصر وى بودى باز جاى نهادى .
متن عربى ج 2 ص 38 : تضع حافرها فى منتهى طرفها .
[ ( 3 - ) ] در اصل و ايا : كفر قريش ، و از ط متابعت شد .