چون بميرد ، كس بر جاى وى نباشد [ 1 ] و ذكر وى منقطع شود و شما آنگه از وى برآسائيد .
پس حق تعالى ردّ كرد بر وى و سورت
إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ
تا آخر فرو فرستاد . و معنى سورت آنست كه : اى محمّد ، آن كافر كه ترا أبتر گفت ، او خود أبتر است [ 2 ] ، چرا كه وى چون بميرد ذكر وى منقطع شود و نام وى منقضى گردد ، زيرا كه نه او را هنرى مشهور است كه كسى وى را بدان خواند ، و نه او را مساعى مشكورست كه كسى وى را بدان نام برد ، و تو [ 3 ] كه سيّد عالميانى و خواجهء هر دو جهانى ، چگونه ذكر تو منقطع گردد و اسم تو منقضى * شود ؟ على الخصوص فرداى قيامت ، تشنگان أمّت را از حوض كوثر تو آب دهى و فروماندگان معصيت را از آتش دوزخ تو آزاد كنى . دل خوش دار ، اى محمّد ، و درود ده بر خداوند خود ، و على رغم دشمنان خود را ، بمناسك حجّ و مواجب حلق و نحر [ مشغول ] شو كه دشمنان تو أبترند ، نه تو . 49
و ديگر يك روز سيّد ، عليه السّلام ، قوم خود را به اسلام دعوت كرد و در ان مبالغت نمود ، أسود بن عبد يغوث [ 4 ] ، و زمعة بن أسود ، و ابىّ بن خلف ، و عاص بن وائل ، [ و نضر بن الحارث ] [ 5 ] گفتند : اى محمّد ، چند گوئى ؟ اگر تو خواهى كه ما به تو ايمان آوريم ، مىبايستى كه با تو فريشتهاى بودى كه وى از بهر تو سخن با مردم گفتى و تصديق رسالت تو كردى [ 6 ]
هامش
[ ( 1 - ) ] روا : كسى نباشد كه باز جاى وى نشنيد .
[ ( 2 - ) ] روا : مىخواند دروغ گفت كه ابتر اوست .
[ ( 3 - ) ] روا : اما تو .
[ ( 4 - ) ] در اصل و ساير نسخ فارسى : اسود بن المطلب .
[ ( 5 - ) ] از جميع نسخ فارسى محذوف است و بمتابعت از متن عربى ج 2 ص 36 قياسا الحاق شد .
[ ( 6 - ) ] در اصل بخلاف ساير نسخ : كرديم .